تبليغاتX
روایتی دیگر

روایتی دیگر

عطا افشاري هم از بين ما رفت و خاطراتش براي دوستانش باقي ماند، حقير توفيق زيادي براي استفاده از تجربيات عطا نداشتم چون مدت زيادي را وقتي عطا در سياسي فارس فعال بود من در روابط عمومي بودم هر چند او از جمله معدود افرادي بود كه با نشريه روابط عمومي خبرگزاري همكاري مي كرد.
كمتر خبرنگاري حاضر بود وقتي بگذارد با فرصت نمي كردند يا بهايي نمي دادند اما عطا انصافا وقت مي گذاشت و كمك مي كرد، از وقتي هم من خبرنگار سياسي شدم خيلي طول نكشيد كه او دبير گروه استان ها شد.
مطلب زير از نوشته هاي عطا افشاري است كه در نشريه داخلي خبرگزاري فارس چاپ شد و طنزي است در مورد بيژن مقدم كه اكنون مديرمسئول روزنامه جام جم است و آن روز سردبير خبرگزاري فارس بود. 

"اندر احوالات راپرت‌خانه فارس
قسم دوم: احوالات دبيرالدوله بيژن‌خان مقدم الممالك
آن صاحب كرامت، آن صوفي اهل حالت، آن زاده بلد زنجان( اي بابا پس تو هم/ بهت نمي‌ياد اين كاره باشي)، آن رهرو جماعت ايثارگران، آن بيننده دشمن به صورت ريز ريز، آن نوشنده چاي و سانديس.آن مخالف حزب باد ، آن سوار بر خرمراد ، آن خورشيد مانده در كسوف،آن مبرا از هر دوف دوف،آن رونده دور همه دنياوبلد،آن عاشق حماعت ماندگار از يزد، آن در سياست واقعا كار بلد،آن در فرهنگ موافق فيلم‌هاي قشنگ، آن داناي اسرار نهان، شيخنا و سردبيرنا، دبيرالدوله بيژن خان مقدم الممالك.
آن صاحب عيون نافذ و شناساي روزنه‌ها و منافذ نيز چون از جريده عتيقه رسالت سيرهمي گشت براي رضايب خلق خدا بر مركب پيكان به عمارت فارس جلوس كرد و در اتاقي هميشه پر از جلسات بنشست و تمامي امكانات راپرتوچي گري از جمله كولرگازي، تلويزيون رنگي، فلاكس آب سرد و گرم و از همه مهمتر(گفتن نگيد) از برايش مهيا شدندي.
و چون به عالم سياست وارد شدي به احوالاتي چند دچار گشتي.
نقل است چون از مادر بزاد در دستش به جاي قلم، هميشه كيبورد و مانيتور LCD ال جي همي بود، پس سردبير شد و فرياد همي زد «ما اينيم».
او چون به اتاق مي‌نشست بر منشي امر مي‌راند «جلسه داريم» و با جماعت سجاد محمدي و محمود شايسته (گبرلوي سابق) قصه حسين كرد شبستري روايت كردندي و بر جان احمد آقا(ذهنتون سمت اقاي توكلي نره)دائما دعا نموده و با جواني از جنس  سياست( اصلا منظورمون پارياب نيست) در فكر جماعت راست بودي تا در صندوقهاي رأي نامي جز...( اسمشو نبر) رويت نكردي.
و چون بر اتاقش دخول مي‌كردي با لبخندي مليح و كلامي صريح راضي مي‌كرد تو را بدون هيچ نفعي و بر دل خود مي‌راند: مي‌زنم چه چه بلبل كه خرم گذشته از پل و چون به جمع دوستان قديمي مي‌رفتي، دعاي خير بر او كردندي و «عبدالله» ناميدندش همي و در نهايت هنرش كسر پاداش خبرهاي ناب از نصف به نصف و نصف نصف به نصف نصف و جريمه خبرهاي تكذيبي از دوبل و دوبل به دوبل دوبل دوبل.
خدايش همي عمر نوح عطا كند و يوسف و ثنايش را به باباجان ببخشايد."


عطا دو وبلاگ داشت يكي سياسي و يكي اجتماعي كه نام هر دو "خيلي دور خيلي نزديك" بود و انصافا خدايش رحمت كند كه خيلي نزديك بود و اكنون خيلي دور است.
اين هم عكسي يادگاري از جشن تولد برادر عزيز محمد صفري مديركل سابق گروه سياسي فارس است كه در گروه سياسي برگزار شد و البته از عطا هم كه در گروه استانها بود دعوت شد.


اينها هم عكسهايي از تقدير از عطا افشاري و عكس يادگاري دسته جمعي از همكاران در سالگرد تاسيس خبرگزاري فارس است.


خدایش بیامرزاد...

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 16:26  توسط حسن حیدری باقرآبادي  | 

در فاصله انتصاب مشایی به معاون اولی و بعد از آن، جریان نامه رهبر معظم انقلاب در این باب، اتفاقات رسانه‌ای بعدی تا درنهایت اعلام رسمی نامه از صدا و سیما و...، خیلی تلاش کردم تا مطلبی نوشته و فحش‌هایی مودبانه نثار آقای احمدی‌نژاد کنم تا اینکه احمدی‌نژاد در دیدار با چند تن از دانشجویان و اعضای ستاد جوانان خودش، برخی از مطالب را باز کرد، از آن زمان نیز باز تلاش‌هایم برای نوشتن مطلب به جایی نرسید تا اینکه روز گذشته مراسم تنفیذ احمدی‌نژاد با غیبت افرادی مانند هاشمی، خاتمی، موسوی، کروبی و سیدحسن خمینی و حضور افرادی مانند رضایی، مهرعلیزاده، جاسبی، خباز و ولایتی برگزار شد.
ولایتی را از این باب گفتم که وی شخصی بود که وزیر امور خارجه دولت هاشمی بوده و کسی است که 4 سال پیش اعلام کرد که فقط در صورت حضور هاشمی در صحنه انتخابات، کناره‌گیری خواهد کرد و به احترام وی این کار را کرد.

هر چند احمدی‌نژاد بهترین گزینه برای پیگیری آرمان‌های امام(ره) و انقلاب در شرایط کنونی است اما نباید اشتباهات او را نادیده گرفت بویژه در ابتدای این چهار سال که دیگر فرصت برای جبران خطاها کم خواهد بود.
در ابتدا باید بگویم که به نظر حقیر عواملی باعث می‌شود تا احمدی‌نژاد در اشتباهاتش اصرار کرده و آن‌ها را اشتباه نداند که باید بنحوی از این عوامل جلوگیری کرد و یا اینکه افراد سالم نزدیک به احمدی‌نژاد بجای قهر و اعتراض به وی، با رویی گشاده این مسایل را به وی متذکر شوند.

یکی از این عوامل موثر و مهم در این زمینه رفتارهای غیر اخلاقی، غیر اصولی و نابخردانه برخی افراد مدعی اصولگرایی است که به دنبال اهداف خود هستند که این اهداف می‌تواند خالی کرده عقده و کینه نسبت به احمدی‌نژاد، جهالت، حسادت، سهم‌خواهی و رسدین به پست و مقام، زمین زدن دولت و... باشد.
هرچند شاید خیر در این بوده که نامه مقام معظم رهبری در بحث مشایی رسانه‌ای شود اما عملکرد برخی آقایان در انتشار این نامه که قاعدتاً قرار بوده محرمانه دنبال شود کاملاً ناجوانمردانه است و از حاج‌آقا ابوترابی نیز دور از ذهن که با ایسنا گفتگو کرده و چنین نامه‌ای را منتشر کند چرا که اولاً وضعیت ایسنا در بسیاری از موقعیت‌ها و اتفاقات غیرقابل قبول بوده و مهمتر اینکه حاج‌اقا ابوترابی شخصیتی است که شخصاً بارها به دنبال مصاحبه و گفتگو در موضوعاتی خاص بوده‌ایم و ایشان همیشه از موضوعات سیاسی که حاشیه‌دار است پرهیز می‌کرده‌اند.

بهرحال با همه این مسایل، احمدی‌نژاد در شرایط اخیر اشتباهات سنگینی مرتکب شد که باید برای جبران آن، تلاش کند چرا که انحراف در موضوعات مهم حتی اگر ذره‌ای باشد معلوم نیست از کجا سر در خواهد آورد.
مسئله نخست اینکه احمدی‌نژاد باید بلافاصله پس از دریافت نامه رهبر معظم انقلاب آن را اجرایی می‌کرد و تعلل ایشان در این موضوع به هیچ عنوان قابل قبول نیست چرا که معنای این کار این بوده که رهبر معظم انقلاب در تشخیصشان اشتباه کرده‌اند و حتی اگر اینگونه هم باشد نباید دستور ایشان معطل می‌ماند چرا که اگر هر کس بواسطه تشخیص خود بخواهد تشخیص رهبر معظم انقلاب را نادرست خوانده و زیر بار اجرای آن نرود سنگ روی سنگ بند نخواهد شد.

ظلم دیگر احمدی‌نژاد به رهبر معظم انقلاب آن است که با کمال پررویی در جمع دانشجویان گفته‌است که نامه رهبری توصیه بوده و نه دستور، در حالی که متن نامه کاملاً عیان است.
سوم اینکه نوع کناره‌گیری مشایی و متن عجیب و غریب نامه احمدی‌نژاد به رهبر معظم انقلاب ظلم دیگری به ایشان بود چرا که در اجرای دستور ایشان باید به جایگاه ولایت و نقش ولی امر اشاره شود و نه اصل 57 قانون اساسی، ضمن اینکه وقتی انسان متن نامه احمدی‌نژاد به مشایی و رهبر فرزانه انقلاب را مقایسه می‌کند جای بسی تامل و تدبر دارد و شبهات زیادی را در ذهن ایجاد می‌کند.

ظلم دیگر احمدی‌نژاد در حق رهبر معزز انقلاب این بود که وی در جمع اساتید بسیجی در مشهد، رابطه‌اش با رهبر معظم انقلاب را رابطه پسری و پدری عنوان کرد این در حالی است که اگر هرکس بخواهد خود را در قبال رهبر انقلاب، پسری در برابر پدر بداند همه می‌توانند مانند پسری در برخی موارد در مقابل پدر خود بایستند و به دستورات پدر وقعی ننهند در صورتی که آقای احمدی‌نژاد باید رابطه ولایت‌پذیری و ولایی بودن خود را مورد اشاره قرار می‌داد.
در پایان امیدوارم آقای احمدی‌نژاد به شدت در رفتارهای اخیر خود تامل کرده و در این نوع رفتارها تجدیدنظر کند چرا که تکرار اینگونه رفتارها عاقبت خوبی را به دنبال نخواهد داشت.
پی‌نوشت: از این موضوع هم خوشحالم که آقای لاریجانی با وجود حرکات و رفتارهای غیرولایی در چند سال گذشته که دقیقاً بر خلاف نظرات ولی‌فقیه بوده، در شرایط اخیر سنگ ولایت را به سینه زد و...

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 16:16  توسط حسن حیدری باقرآبادي  | 

"اتفاقات بزرگتری در راه است"؛ این جمله‌ای است که احمدی‌نژاد در جمع دانشجویان مشتاق در فرودگاه یزد در دومین سفر استانی به یزد عنوان می‌کرد، جمله‌ای که بارها و بارها در جمع دانشجویان عنوان کرده و حتی پیش از سوم تیر 84 نیز به آن اشاره کرده‌بود.
شاید فضای رسانه‌ای را برای ماها چنان نمود داده باشند که تصور کنیم بعد از روی کار آمدن احمدی‌نژاد در کشور و منطقه و جهان اتفاق خاصی رخ نداده‌است اما واقعیت آن است که اتفاقات بزرگی رخ داده و به نظر می‌رسد اتفاقات بزرگتری هم در راه است، اتفاقاتی که امثال موسوی، کروبی، رضایی، خاتمی و بزرگتر از اینها در آن گم می‌شوند.
رئیس‌جمهوری که به قول پرفسور مولانا به تنهایی یک رسانه است و انصافاً رسانه بود که توانست موجی از رایحه خوش خدمت را در سوم تیر 84 در فضای کشور ایجاد کرده و قلوب مردم را به سمت خود جذب کند، او اکنون در دل‌های مردم جا دارد و به خوبی توانسته‌است با خدمتگزاری خالصانه و بی‌منت، پاکدستی و یکی بودن با مردم همه اقشار را به سمت خود جذب کند و من با چشمان خود این موضوع را در سیل جمعیتی که 15خرداد در میدان امام(ره) اصفهان جمع شده‌بودند دیدم و هضم این مسئله برایم سنگین بود اما واقعیت داشت.

فرصت پرداختن به اتفاقات بزرگ چهار سال گذشته نیست که مقایسه وضعیت کشور در دنیا و وضعیت منطقه و دشمنان در شرایط فعلی با 4سال پیش خیلی از این اتفاقات بزرگ را نشان می‌دهد؛ پیشرفت‌های بزرگ علمی در انرژی هسته‌ای، نظامی، دارویی، ماهواره و...، کوتاه آمدن زورگویان در قبال ایران با ایستادگی و مقاومت کشور، تحولات منطقه‌ای و شکست رژیم صهیونیستی در جنگ‌های 33 و 22روزه، حرکت کشور به سمت آرمان‌های اصیل انقلاب بنحوی که در آن اصطلاحات ساختگی چپ و راست، اصولگرا و اصلاح‌طلب در آن رنگ باخت و افراد واقعیت وجودی خود را روشن کردند؛ علی لاریجانی که کردان ده سال دست راست وی در صداوسیما بود در جلسه رای اعتماد برخلاف آئین‌نامه اجازه نمی‌دهد تا زاکانی واقعیات را برای نمایندگان بگوید تا رفیق شفیقش رای بیاورد اما همو پس از روشن شدن مسایل برای همگان برای اینکه خود را روشنفکر جلوه دهد گذشته خود را فراموش کرده و بر احمدی‌نژاد و کردان می‌تازد.

همین لاریجانی که طرح دولت ملی را برای مطرح کردن خودش و پایین‌کشیدن احمدی‌نژاد مطرح کرد، وقتی برای خود سرانجام مطلوبی متصور نمی‌شود برادر محسن را تنها و تنها در میان راه رها می‌کند کاری که قالیباف نیز با رضایی انجام داد؛ لاریجانی که برای خودی نشان دادن و تبلیغاتی برای خودش سه سال زودتر از موعد همایش سی سال قانونگذاری در ایران را برگزار می‌کند و از همه حتی نهضت آزادی نیز دعوت می‌کند پس از عتاب حضرت آقا مجبور می‌شود شکرانه وحدت را به تلافی آن مراسم کذایی برگزار کند.
لاریجانی که با قرار دادن رحمانی‌فضلی در راس دیوان محاسبات جنگ روانی جدیدی را همراه با افسادطلبان بر علیه دولت خدمتگزار و مردمی راه می‌اندازد و لحظه‌ای تا روز قبل از انتخابات از این کار خود دریغ نمی‌ورزد.
همین لاریجانی است که اخلاق را کنار گذاشته و در شرایطی که رئیس‌جمهور با استدلال‌های منطقی به مجلس بواسطه تبدیل لایحه بودجه دولت به یک طرح اخطار قانون اساسی می‌دهد سخنان رئیس‌جمهور را به طنز تشبیه کرده و چماقی را برای کوبیدن بر سر احمدی‌نژاد مظلوم در اختیار زیاده‌خواهان و یاوه‌گویان می‌دهد، آن‌هایی که توهم موج سبز آن‌ها را موجی کرد و اکنون در توهم خودساخته چنان گرفتار آمده‌اند که هیچکس را بجز خودشان قبول ندارند و گویی اینان فرشته‌ای از سوی پروردگار برای نجات انقلاب شده‌اند.
همین لاریجانی که باز هم در شرایطی که کشور دچار چالش ایجاد شده از سوی قانون‌شکنان قانون‌گریز شده و دشمن نیز تحت لوای این آقایان به دنبال عملی کردن دستورات انقلاب مخملی در ایران است در گفتگوی ویژه خبری ژست روشنفکرمابی گرفته و می‌گوید که چرا به مردم مجوز قانونی برای تجمع داده نمی‌شود؟ شاید ایشان هم فکر می‌کند با یک یا چند تجمع قانونی یا غیرقانونی کار تمام می‌شود؟ واقعا عجیب است از این آقایان که نمی‌دانند یا خود را به نادانی زده‌اند در این شرایط حساس و آب به آسیاب دشمن می‌ریزند.
مردم و آحاد ملت به دنبال بیانات رهبر معظم انقلاب در نمازجمعه تهران مسیر خود را تشخیص داد و عجیب است که این سخنان لاریجانی پس از بیانات رهبری معظم افاضه می‌شود؟
باید برای مظلومیت علی زمان گریست که چنین یارانی در صدر انقلاب قرار گرفته‌اند و اگر نبودند ملتی آگاه، شجاع و همیشه در صحنه با حضور ولی‌فقیه در راس امور، این خواص که بارها پایشان لغزیده‌است انقلاب را بر باد فنا داده‌بودند.
درد خود را کجا ببریم که امثال لاریجانی که مغرضانه و آگاهانه و لجوجانه بخاطر رئیس‌جمهور نشدن خود در سوم تیر 84 از احمدی‌نژاد انتقام می‌گیرند حتی اگر به قیمت ضربه خوردن به نظام و انقلاب باشد.
اللهم‌اجعل عواقب امورنا خیرا

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 10:59  توسط حسن حیدری باقرآبادي  | 

زمستان رفت و روسیاهی به زغال ماند؛ 24 میلیون ایرانی یکصدا خواستار تداوم خدمت‌رسانی محمود احمدی‌نژاد خادم و نوکر مردم شدند و بار دیگر اثبات شد که محمود احمدی‌نژاد به تنهایی یک رسانه است زیرا به نظر من اگر نبود رفتار و کردارها و سخنان وی، تلاش صادقانه و خالصانه‌اش در خدمتگزاری به مردم، هرچقدر هم که از این ستادهای مردمی در استان‌ها شکل می‌گرفت توان جذب و جلب آرای مردم با این وسعت را نداشت.

میرحسین موسوی همانگونه که پیش‌بینی می‌شد به دلیل نداشتن برنامه و حرفی قابل ارائه نتوانست آنگونه که باید و شاید تنور انتخابات را گرم کند؛ وی با خودخواهی تمام در حالی که کروبی و خاتمی در میدان حضور داشتند وارد صحنه شد و خاتمی را مجبور به انصراف از صحنه انتخابات ریاست‌جمهوری دهم کرد در حالیکه همه بزرگان جریان اصلاحات یقین داشتند که موسوی توانایی جذب و جلی آرای خاموش را ندارد.

با همه وجود "آنچه البته به جایی نرسید فریاد بود"، چرا که میرحسین با وجود تکرار مکررات از سوی گروه‌های مختلف دوم‌خردادی حتی تا روزهای آخر ثبت‌نام انتحابات مبنی بر کناره‌گیری و حضور خاتمی در انتخابات، زیر بار نرفت و تاکید کرد که تا آخر در صحنه خواهد ماند و خاتمی نیز از خدا خواسته به دنبال فرار از رویارویی با احمدی‌نژاد، به بهانه "یا من یا موسوی" کناره‌گیری را برخلاف میل اصلاحاتیان ترجیح داد.


هر چند که خاتمی بارها در مجامع عمومی و رسمی و در حضور عموم مردم اعلام کرده‌بود که پیروزی موسوی پیروزی من است و طبیعتاً شکست موسوی نیز شکست وی خواهد بود اما حقیر شخصاً خیلی دوست داشتم خاتمی حضور جدی در صحنه می‌داشت و وی را در رویارویی و مقابله با احمدی‌نژاد می‌دیدیم هرچند فرزند فاضل امام(ره) به همراه استوانه انقلاب و تمامی اعوان و انصارشان وارد صحنه شده و تنور انتخابات را بجای موسوی گرم کردند اما این مردم بودند که با شناخت کامل پشت صحنه انتخابات دست به انتخابی تاریخی زدند که نتایج و ثمرات پربار آن در سال‌های آینده بوقوع خواهد پیوست.

بهرحال اکنون که موسوی بازیچه دست بازیگردانانی شد که جز به منفعت خود و خانواده و گروهشان نمی‌اندیشند باید به او رحم کرد، او از خود اختیاری نداشت لذا باید از او دلجویی کرد چرا که اکنون هجوم گسترده یاران خاتمی است که علیه وی در حال سازماندهی شدن است، آن‌ها خوب می‌دانند که اگر موسوی وارد صحنه نمی‌شد شانس خاتمی برای جذب آرای خاموش به مراتب بیش از موسوی بود.

آن‌ها شکست خود را از بی‌تدبیری و خودخواهی موسوی می‌دانند و بعید نیست اکنون او را از جرگه اصولکرایان پنداشته و بر او حمله‌ور شوند لذا اخلاق اسلامی حکم می‌کند تا او را پس از اینکه از محضر ملت و دولت بخاطر دروغگویی‌هایش و... عذرخواهی کرد مورد لطف و عطوفت قرار داد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 14:27  توسط حسن حیدری باقرآبادي  | 

تو جز درد فقیران غم نداری                          تو در بازارها آدم نداری

مورخ‌های عادل می‌نویسند                       تو چیزی از رجایی کم نداری

 

ما دست به دشمنان حیدر ندهیم                 فرصت به مخالفان رهبر ندهیم

رای همه فاطمی‌دلان محمود است               ما رای به نوکران اکبر ندهیم

 

ما تشنه‌لبان عدل و دادیم هنوز                   ما پیرو رهبر و امامیم هنوز

با رمز پر از صلابت یا مهدی                   در لشگر احمدی‌نژادیم هنوز

 

قصه حق و تباهی تا قیامت پابجاست    قلب ما شکر الهی مملو از نور خداست

انتخابات دهم ای شیعیان صفین ماست  شال سبز قاسطین قرآن روی نیزه‌هاست

 

در سایه امن اتحادیم همه                          جان در ره اسلام نهادیم همه

با رهبر فرزانه چو بیعت داریم                     پس یاور احمدی‌نژادیم همه

 

وقتی که رهبری میگه                                      رئیس باشه ضد فساد

تو فکرتون اسم کیه                                            به غیر احمدی‌نژاد

 

تخریب نکرد دائم از خدمت گفت                از آتیه روشن و از عزت گفت

احسنت به احمدی‌نژادی که سخن            از خوبی خود نگفت، از ملت گفت

 

وقتی که رهبری میگه                                       تخریب دولت حرامه

کسی که تخریب می کنه                                        به نظرت بامرامه

 

سینه پرآهیم اما آهنیم                                  نسل یوسف‌های بی‌پیراهنیم

ما زشور احمدی آکنده‌ایم                              ما زگرمای خمینی زنده‌ایم

 

شمشیر زرو بسته جهاد آمده‌اند                 انگار به جنگ عدل و داد آمده‌اند

اینان هدف از قیامشان رهبر ماست                با حمله به احمدی‌نژاد آمده‌اند

 

با هر دعای رهبرم کافر مسلمان می‌شود   با دولت خدمتگزار ایران گلستان می‌شود

ما مردم ایران‌زمین شوری بپا خواهیم کرد   بار دگر محمود ما سالار ایران می‌شود

 

امروز نگاه عدل اشک‌آلود است               چشمان زمین ز تیرگی پر دود است

امروز نگاه امتی بعد خدا                         خیره به ید رهبری و محمود است

 

گزافه نیست تو کوه اراده‌ای دکتر               هنوز هم بخدا خوب و ساده‌ای دکتر

دلیل اینکه دلیر و شجاع و نستوهی             همین بود که یقین شیعه‌زاده‌ای دکتر

 

تو احمدی‌نژادی و از تبار آفتاب               خیبرشکن به زمانه و شاگرد بوتراب

رای تمام ملت ایران از آن توست                تا هست گفتمان تو از جنس انقلاب

 

افسوس از این حکایت دردآلود                        که پاسخ خدمتت فقط تهمت بود

در صبر و تحمل غرض‌ورزی‌ها              افسانه شدی مثل جومونگ ای محمود

 

در دولت احمدی سعادت آمد                     بعد از دوسه شب صبح صداقت آمد

ای دوست دوباره او را بگزین                             زیرا بوجود او سعادت آمد

 

با گوهر ولا بر عالمی سریم                            با احمدی‌نژاد در خط رهبریم

روباه سیرتان حاصل نمی‌کنند                    با کذب و باریا چیزی در این حریم

 

دشمن زحضور گرم ما مردود است          از کشور صاحب‌الزمان مطرود است

چون عزت دین و خلق و میهن خواهیم       در منطق و رای ما فقط محمود است

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 17:41  توسط حسن حیدری باقرآبادي  |