خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) 16 آذر 1378 همزمان با روز دانشجو رسما آغاز بكار كرد و انتظار بر اين بوده و هست كه اهتمام ويژهاي در پرداختن به مسايل دانشجويان و انعكاس مشكلات، معضلات، افتخارات، ابتكارات، فعاليتها و ... همه دانشجويان اين مرز و بوم داشته باشد تا بتواند بنحو مناسبي دين خود را نسبت به اين قشر فرهيخته و دانشگاهي ادا كند و حداقل اينكه شانيت نام خود را حفظ كند.
آنچه حقير در عملكرد اين خبرگزاري دولتي در بخش دانشجويي(سواي از بخشهاي ديگر كه بحث مفصلي را ميطلبد) ديده است، نشان ميدهد كه اين خبرگزاري بجاي بررسي و پيگيري مطالبات، ديدگاهها و ... قشر دانشجو با سلايق و نظرات مختلف و متفاوت؛ قسمت عمده و بخش كثيري از حوزه دانشجويي خود را به تبليغ، انعكاس و طرح نظرات افراد و گروههايي كرده كه با اطمينان ميتوان گفت كه نيم درصد از دانشجويان را نيز نمايندگي نميكنند و اين خود جاي بسي سئوال و تامل است.
شايد اگر در نگاهي كلي به اخبار دانشجويي اين خبرگزاري نگاه كنيد بگوييد كه اين خبرگزاري به خوبي اخبار گروههاي مختلف را منعكس ميكند اما بررسي مقطعي اخبار در وقايع مختلف و نحوه انتخاب تيتر براي خبرها و بررسي مقايسهاي اخبار و... شما را به نتيجهاي ديگر ميرساند، در اين راستا ناچار به ارائه بخشي از اتفاقاتي هستم كه در بخشهايي از جريانات دانشجويي رخ داده است.
پس از انحرافات فكري، عقيدتي و... برخي اعضاو دفاتر انجمنهاي اسلامي دانشجويان(دفتر تحكيم وحدت) و انحصار طلبي مجموعه مركزي اين تشكل، تعدادي از اين انجمنها مانند انجمن شهيد چمران اهواز، انجمن يزد، انجمن بوعلي سيناي همدان و ... در اعتراض به اين روند خروج خود از مجموعه تحكيم را اعلام كرده و دست به تاسيس اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان مستقل زدند البته با در نظرداشتن انحصارطلبيها، استبدادها، كتككاريها و ... دوستان آزاديخواه تحكيمي كه در اين نوشتار مجالي براي پرداختن به آن نيست و بايد پاي درددلهاي كساني كه مجبور به خروج از تحكيم شدند، نشست؛ اين را هم بگويم كه اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان مستقل در حال حاضر حدود 30 دفتر در دانشگاههاي مختلف دارد كه البته بعضيها دفاتر جديدالتاسيس هستند.
در ادامه اين روند پس از مدتي برخي ديگر از دفاتر تحكيم وحدت نيز رويه مستبدانه(گل و بلبلي) اعضاي روشنفكر و آزادمنش مركزيت تحكيم را برنتابيدند كه اين اختلافات منجر به برگزاري دو نشست جداگانه در دانشگاههاي شيراز و علامه طباطبايي شد كه اين اتفاق سرآغاز دستهبندي جديد به نامهاي طيف شيراز و طيف علامه در دفتر تحكيم شد با اين تفاوت كه هر دو دسته مدعي نام تحكيم بوده و هستند اما اين پايان انشعاب و دستهبنديها نبود.
باز هم مدعيان تمكين به راي اكثريت به انحصارات خود در مجموعه تحكيم ادامه دادند و انشعاب جديدي را در طيف علامه تحكيم سبب شدند كه به سه فراكسيون مدرن، روشنگري و دموكراسيخواه تقسيم شد، البته در اين نوشتار مجال بررسي تفكرات و دانشگاههاي هر فراكسيون وجود ندارد.
بهر حال فراكسيون مدرن طيف علامه تحكيم وحدت با پشتيباني سازمان ادوار تحكيم وحدت(كه بايد فرصتي را هم به آن اختصاص داد) در دوسال اخير با همراهي كمتر از نيم درصد دانشجويان براي خودش انتخابات برگزار ميكند، خودش را دفتر تحكيم وحدت ميخواند و ميداند و مدعي است نشستهاي انتخاباتياش رسميت دارد يعني با وجود اين همه شقه شقه شدن اين عده معدود هنوز دوسوم آرا را در اختيار دارد جالب اينكه حاضر نيست اسامي دانشگاههاي شركت كننده در اين نشست را هم اعلام كند، خبرگزاري دانشجويان ايران هم با تمام وجود در خدمت اين عده معدود قرار گرفته، اخبار قبل و بعد از نشست آنها را تحت عنوان طيف علامه پوشش داده(اینجا و اینجا و اینجا واینجا و اینجا واینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا را ببینید) اين در حالي است كه دو فراكسيون دموكراسيخواه و روشنگري اين نشست را تحريم كردهاند و به قول يكي از دوستان دموكراسيخواه يك سوم حقرايها هم در اين نشست شركت نكردهاند.
سئوال اينجاست كه آيا دوستان ايسنا كه اخبار نشست فراكسيون مدرن را به اسم طيف علامه منتشر ميكنند آيا از واقعيت امر خبر ندارند؟، اگر خبر ندارند كه... و اگر خبر دارند باز هم...
چرا ايسنا كه در هر موضوعي سراغ افراد مختلف ميرود نظر دوستان روشنگري و دموكراسيخواه را راجع به اين نشست جويا نميشود و چشم خود را بر واقعيتها ميبندد.
نشست اسفندماه سال گذشته مدرنيهاي تحكيم وحدت(قبل و بعد از نشست) بصورت كامل توسط ايسنا پوشش داده شد اما با وجود عدم حضور دانشگاههاي معترض از فراكسيونهاي روشنگري و دموكراسيخواه، اين موضوع از سوي خبرگزاري دانشجويان ايران(تاكيد ميكنم دانشجويان ايران) هيچ انعكاسي پيدا نكرد تا اينكه با انتشار چند خبر در خبرگزاري فارس مجبور شد نيمه سانسور شده اخباري را منتشر كند و حتي به يكي از اعضاي فراكسيون دموكراسيخواه گفته بودند كه تو با فارس مصاحبه كردهاي و ما مصاحبهات را كار نميكنيم ( به عنوان نمونه بيانيه انجمن اسلامي دانشجويان شهيد چمران اهواز را در فارس و ایسنا مقايسه كنيد البته ساعت انتشار هم معناي مشخصي دارد.)
حمايت اين خبرگزاري از انجمنهايي كه با وجود حكم هياتهاي نظارت بر تشكلهاي اسلامي غيرقانوني شناختهشدهاند نيز جالب و قابل تامل است، نمونه آن را در انعكاس اخبار اعضاي انجمن غيرقانوني دانشگاه اميركبير ميتوان نام برد كه با وجود انحلال آن از سوي دانشگاه، ايسنا خود به عنوان مرجع تشخيص قانون عمل كرده و اخبار آنها را تحت عنوان « دانشجويان منتخب خردادماه دانشگاه اميركبير» منعكس ميكند(اینجا را ببینید)
اخبار منتشر شده در ارتباط با توهين 4 نشريه دانشجويي در دانشگاه اميركبير و وقايع بعد از آن از سوي ايسنا هم قصهاي ديگر است و نحوه انعكاس تحصن اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان مستقل در مقابل اميركبير در ايسنا و اعتراضات اين مجموعه دانشجويي به ايسنا و در نهايت تحريم آن هم همچنين.
يك كار نيمه پژوهشي هم توسط يكي از دوستان در اين زمينه انجام شده است و اگر آقاي طيبي رئيس جهاد دانشگاهي بخواهد به ايشان ارائه خواهد شد.
من به نوبه خود اميدوارم ايسنا از اين رويه نادرست خود دست بردارد زيرا ادامه اين روند به نفع ايسنا هم نخواهد بود.
بهر حال تلاش ناجوانمردانه مافياي ثروت و قدرت در طول 27 خرداد84 تا سوم تير84 در تخريب چهره محمود احمدي نژاد جواب نداد و او با راي 17 ميليوني مردم ايران از رقيب خود هاشمي رفسنجاني پيشي گرفت و به عنوان ششمين رئيس جمهور ايران اسلامي انتخاب شد، احمدي نژاد با تمام قوا وارد ميدان شد اما ميدان را براي عرصه عدالتخواهي خالي تر از آن چيزي ديد كه تصور مي كرد اما چارهاي نبود بايد با فقر و فساد و تبعيض مبارزه ميكرد، بايد مقابل كساني كه بر اموال بيتالمال چنگ زده بودند ميايستاد، بايد مظلومان و ضعيفاني را كه له شدن آن ها اثر وضعي سياستهاي اقتصادي كارگزاران سازندگي بود نجات مي داد وخيلي بايدهاي ديگر،
اما مگر به اين راحتي است، مگر كساني كه تا ديروز پورسانت ميلياردي براي جوركردن قراردادهاي وزارت نفت را ميگرفتند اجازه ميدهند؟، مگر كساني كه در پروندههايي مانند آزمون دستياري پزشكي، فروش سئوالات كنكور،دانشگاه هاوايي و... بده بستان داشتهاند آرام مينشينند؟، مگر كساني كه همزمان عضو 30 هيات مديره بوده و حقوق هاي آن چناني ميگرفتهاند ساكت مينشينند؟، مگر كساني كه وامها و رانتهاي مختلف هنگفت را از سيستم بانكها ميگرفتهاند ميگذارند؟، مگر آنهايي كه شركتها و كارخانجات را مخصوصي سازي ميكردند مقابلت سد نميكنند؟ و صدها مگر ديگر.
آري همه اينها درست روز بعد از سوم تير 84 كنار رفتند و به آقاي احمدينژاد گفتند كه بفرما هر كاري دوست داري انجام بده ما هم كمكت ميكنيم؟!
ديوارها در مقابل احمدينژاد صف كشيدند، دارها پشت سرش قد كشيدند، مارها دور و برش سر كشيدند، تبردارها راست قامتياش را نتوانستند تحمل كنند و سنگها از هر سو به سمت او پرتاب شد اما چه بايد كرد؟، بايد به رسم دغلكارها راضي شوي و به لجنزارها عادت كني اما دريغ كه احمدينژاد اينگونه باشد.
شعر شاعر نام آشناي شيرازي دكتر كاووس حسن لي را كه در شرح حال احمدي نژاد مناسب يافتم برايتان ميآورم البته با تغييري كوچك در مصراع دوم بيت يكي مانده به آخر اميدوارم كه ايشان راضي باشند.
صف بستهاند پيش تو ديوارها مدام قد ميكشند پشت سرت دارها مدام
جرم تو زندگيست نفس ميكشي زلال سر ميكشند دور و برت مارها مدام
تو ميوه داري از همه سو سنگ ميخوري اين است سرنوشت ثمردارها مدام
تو راست قامتي و تناور از اين سبب تحريك ميشوند تبردارها مدام
آزاد ميشوي دگر از بندها، اگر راضي شوي به رسم دغل كارها مدام
آسوده ميشوي تو از اين فتنههاي گنگ عادت كني اگر به لجن زارها مدام
اما تو عاشقي، تو و عادت به منجلاب؟! اما تو احمدي، تو و اين عارها مدام؟!
نه نه؛ تو سبز و روشن و پربرگ و بر بمان در حسرت نگاهِ تبردارها مدام
این روزها در شرایطی که شوراهای سوم آغاز بکار می کنند شایعات ، جوسازی ها،گمانه زنی ها،تهمت ها و خبرسازی ها به شدت اوج گرفته است. از یک طرف اصلاح طلبان که تقریبا برای انتخاب شهردار محلی از اعراب ندارند افراد خود را مطرح کرده و با بزرگ جلوه دادن اختلافات گروه های اصولگرا به دنبال باج خواهی از شهردار تهران هستند.
از طرف دیگر همین ها تلاش می کنند تا با تقسیم بندی های کاذب همچون عضو مستقل، گروه چمران، رایحه خوش خدمت و اصولگرایان اصلاح طلب از یکسو باعث تشدید اختلافات شده و از سوی دیگر گروه اندک خود را به عنوان وزنه ای در بین دیگران مطرح کنند.
اما موضوعی که ذهن مرا به خود مشغول کرده، حرکات ناجوانمردانه عده ای از خدا بی خبر در خبرسازی و تهمت زدن به افراد مختلف بویژه شخص رییس جمهور مظلوم جناب آقای احمدی نژاد است.
پیگیری احمدی نژاد برای دادن پست هیات مدیره پرسپولیس به آقایان کاشانی و بیادی، فراخوانده شدن علیرضا دبیر در روزهای اخیر برای پاره ای رایزنی ها به دفتر رئیس جمهور و تلاش دولت برای جلوگیری از انتخاب مجدد قالیباف به شهرداری تهران، تشدید شده و... از جمله اینگونه موارد است که مطمئنم روح احمدی نژاد هم از آن خبر ندارد، حتی وی در سخنان اخیر خود در جمع استانداران سراسر کشور گفت که دولت ثانیه های فرصت خود برای خدمتگزاری را غنیمت شمرده و زمان خود را برای پاسخ گفتن به اینگونه موارد هم تلف نخواهد کرد.
حقیر بر این عقیده است که با توجه به تخریب های همه جانبه ای که اکنون بر علیه دولت مردمی احمدی نژاد صورت می پذیرد نیاز است تا کمیته ویژه ای برای روشن کردن اذهان عمومی و ایجاد آرامش در بین مردم تشکیل شود چرا که در اینجا بحث شخص احمدی نژاد یا دیگری مطرح نیست که بتوان از آن گذشت بلکه پیکره دولت و مسئولین نظام اسلامی مورد هجوم نابخردانه عده ای خودخواه، ازخودراضی، عافیت طلب و... قرار گرفته است.
امیدوارم احمدی نژاد حق نظام اسلامی را مد نظر قرار داده و سخنی بر زبان بیاورد تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.
