تبليغاتX
روایتی دیگر

روایتی دیگر

مسأله ديگرى كه از موجبات واگرايى و دلسرد شدن مردم است، تبعيضها و فرصتهاى اختصاص داده شده به اشخاص است كه گاهى مشاهده مى‏شود. بالاخره مردم مطّلع مى‏شوند و دشمن هم كه جنگ روانى با ما دارد، از اين مسائل استفاده مى‏كند. من البته نمى‏خواهم مثال بزنم و خودِ شما امثله فراوانش را مى‏بينيد. هرجا هستيد، نگذاريد اين تبعيضهاى مُبان و فرصتهاى اختصاصى كه براى بعضيها پيش مى‏آيد، وجود پيدا كند؛ به نظر من درست نيست. در همين رابطه، مسأله مفاسد اقتصادى قرار مى‏گيرد كه اتّفاقاً آقاى «مظاهرى» فرصت نشد بيان كنند، ولى من مقدارى از گزارشى كه ايشان دادند و گزارشى هم كه از دفتر ما تهيه شده بود، به تفصيل نگاه كردم. كارهاى خوبى شده است؛ بخصوص در آن ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادى كه آقايان سران سه قوّه به‏وجود آوردند و بعضى از دوستان حاضر در جلسه هم در آن عضو هستند. در آن‏جا مصوّبات خوبى داشته‏اند كه خيلى از آنها غالباً در پيچ و خم اجرائيّات دولت و مجلس متوقّف مانده است. به نظرم در سال گذشته بود كه در جلسه‏اى با شما دوستان دولت يا جلسه ديگرى گفتم كه به اعتقاد من مركزى كه بايد مبارزه با مفاسد اقتصادى را دنبال كند، دولت است و قوّه قضاييّه در مرحله آخر قرار مى‏گيرد. بايد دولت سينه سپر كند و به ميدان بيايد و مبارزه با مفاسد اقتصادى را به‏جد بخواهد. آن‏جايى كه لايحه مى‏خواهد، تنظيم كند و بلافاصله به مجلس بدهد و از مجلس مطالبه كند. وقتى لايحه مى‏آيد به شكل قانون مى‏شود؛ به‏دقّت اجرا كند. آن‏جايى كه محتاج قانون نيست، بخشنامه‏هاى گوناگون و تصويب‏نامه‏هاى دولت كفايت مى‏كند. بالاخره به‏جد دنبال كند؛ بايد اين مسأله را جدّى بگيريم.
مشروعيت من و شما وابسته به مبارزه با فساد، تبعيض و نيز عدالت‏خواهى است. اين، پايه مشروعيت ماست. الان درباره مشروعيت حرفهاى زيادى زده مى‏شود، بنده هم از اين حرفها بلدم؛ اما حقيقت قضيه اين است كه اگر ما دنبال عدالت نباشيم، حقيقتاً من كه اين‏جا نشسته‏ام، وجودم نامشروع خواهد بود؛ يعنى هرچه اختيار دارم و هرچه تصرّف كنم، تصرّف نامشروع خواهد بود؛ ديگران هم همين‏طور. ما براى عدالت و رفع تبعيض آمده‏ايم. ما آمده‏ايم جامعه را از مواهب الهى خودش - كه مهمترين مواهب الهى در عدالت وجود دارد - و همچنين مواهب اخلاقى و معنوى برخوردار كنيم. البته معناى اين حرف اين نيست كه ما از زندگى دنيايىِ مردم غفلت كنيم؛ نخير، مگر مى‏شود؟ اصلاً آخرت بدون دنيا نمى‏شود و امكان ندارد كه انسان بخواهد به آن مواهب معنوى برسد و دنياى ويرانى هم داشته باشد. اين كار، دلايل واضحى دارد كه نمى‏خواهم آنها را تكرار كنم - مطالبى است كه هم شما مى‏دانيد، هم من - بايد دنيا را آباد كنيم و اين كارها همه آباد كردن دنياست؛ اما دنياى آبادِ دور از عدالت و دور از معنويت به درد نمى‏خورد. گيرم كه رشدمان - به تعبير غلط كه گفته مى‏شود نرخ رشد - آمد بالا و فرض بفرماييد درآمد سرانه‏مان دو برابر و سه برابر شد؛ اما عدالت در جامعه نبود؛ يعنى عمده اين درآمد به يك بخش محدودى رسيد و بخش عظيمى از مردم، محروم و گرسنه ماندند. اين، كارى نيست كه ما بايد انجام دهيم؛ اين، آن تكليفى نيست كه ما برعهده داريم. تكليف ما اين است كه عدالت را در جامعه مستقر كنيم و اين هم جز با مبارزه عليه فساد و افزون‏طلبى انسانهاى مفتخوار و سوءاستفاده‏كن امكان‏پذير نيست. بخشى از كار عدالت اين‏جا تنظيم مى‏شود.

بیانات رهبر معظم انقلاب در جمع هیئت دولت- ۵ شهریور ۸۲

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 20:30  توسط حسن حیدری باقرآبادي  | 

موضوع ديگر، احساس تنعّم و زندگى مرفّه مسؤولان است.از اين بابت من واقعاً رنج مى‏برم. اين البته خطاب به شماها نيست. بعضى از شما زندگيهاى خيلى معمولى و خوبى داريد. روند كار نبايد به سمت تنعّم روزافزون مسؤولان و تظاهر به اين معنا باشد؛ اين غلط است. البته در نوع انعكاس مسافرتها، كارها، زندگيها و جلسات ما به مردم هم گاهى چيزهايى ديده مى‏شود كه مردم را دلسرد مى‏كند و به‏طور عميق روى آنها اثر مى‏گذارد.
از عوامل ديگرى كه باعث واگرايى مردم است، تبليغ ضعف مديريّت در كشور و نبود اقتدار است. متأسّفانه تبليغات گوناگونى از جناحهاى متخالف كشور وجود دارد كه انسان از اين رنج مى‏برد. به قول ما طلبه‏ها ظاهراً يك اجماعِ مركّب درست مى‏كنند؛ يك عدّه از اين طرف، يك عدّه از آن طرف و مديريّت و اقتدار مديرانه در كشور را زير سؤال مى‏برند؛ البته عدّه‏اى با يك انگيزه و عدّه ديگرى با انگيزه صددرصد مخالف آن، كه هر دو نتيجه‏اش بد است. الان كشور با مديريّت خوبى اداره مى‏شود. مگر شوخى است كه كشورى هفتاد ميليونى و با اين عظمت و با اين همه درخواستها و توقّعات و انتظارات و با اين همه دشمنيها اين همه پيشرفت داشته باشد؟! مگر بدون مديريّت و با نشستن و خوابيدن و امور را همين‏طور به حال خود رها كردن، چنين چيزى پيش مى‏آيد؟! امكان ندارد؛ نخير، مديريّت مقتدرى بحمدالله در بخشهاى مختلف كشور وجود دارد. البته نقص و نارسايى هم هست كه بايد اين نارساييها را كوچك نشمرد و ترميم و اصلاح كرد، كه اين هم باز همان مديريّت و اقتدار را لازم دارد. اين نكته‏اى است كه آقايان بايد در اظهاراتشان به آن توجّه كنند.
البته عملكردهاى تنگ‏نظرانه‏اى هم وجود دارد. بعضيها به اندك چيزى افرادى را كه در جامعه هستند، بريده از نظام و مخالفِ نظام تلقّى و وانمود مى‏كنند. اين، متأسّفانه از طرفِ هر دو جناح است. يك جناح به عنوان سختگيرىِ دينى، يك جناح به عنوان انتقاد به نظام، هرچيزى كه گوشه‏اى ديده مى‏شود، مى‏گويند ضدّ نظام است؛ نخير. جوانان فراوانى هستند كه ممكن است رفتارهايى هم داشته باشند كه خيلى با بعضى از استانداردها تطبيق نكند؛ اما دلشان با نظام است. همينهايند كه مى‏آيند در اجتماعات، انتخابات، تظاهرات و جاهايى كه احساسات ملى نشان داده مى‏شود، خودشان را نشان مى‏دهند و به كشور و نظامشان علاقه‏مندند. آن كسانى‏كه معاند با نظامند، در كشور بسيار معدودند.

بیانات رهبر معظم انقلاب در جمع هیئت دولت- ۵ شهریور ۸۲

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 21:0  توسط حسن حیدری باقرآبادي  | 

در اینکه رئیس جمهور دولت نهم شخصی تکلیف محور بوده و بر اساس وظیفه ای که در شرایط مختلف احساس می کند عمل کرده و می کند شکی نیست، همانگونه که احمدی نژاد خودش هم گفته وقتی حجت بر او تمام شد به وظیفه اش عمل کرده و ملاحظه ای در برابر افراد مختلف نخواهد داشت.
سئوال آن است که چگونه حجت بر فردی تمام می شود؟، جواب اینکه بسته به نوع و جایگاه تصمیم گیری، شناخت فرد، مشورت با افراد موثق و قابل اعتماد، استعلام از دستگاه های مورد اطمینان و بررسی های همه جانبه  می تواند حجت را بر شخص تمام کند البته هر چه این تصمیم بزرگتر باشد در شرایطی  سنگین تر باید اتمام حجت شود.


اینکه احمدی نژاد به دور از باندبازی، رفیق بازی و... بر اساس حجت تمام شده دست به انتخاب یا تعویض همکاران می زند بسیار پسندیده است اما شبهات ایجاد شده در اذهان را باید بنحو مناسبی پاسخگو باشد.
رئیس جمهور دولت نهم حجتی بین خود و خدایش نمی بیند که با فلان وزیر ادامه دهد بنابراین دست به تغییر او می زند، تا این جای کار ایرادی ندارد اما وقتی بر اساس همین حجت به فلان فرد می رسد چرا ملاحظه مجلس را کرده و شخص دیگری را معرفی می کند.


احمدی نژاد همانگونه که خودش در مجلس عنوان کرد به سیدمهدی هاشمی رسیده بود اما بخاطر لب مرز بودن او، کردان را معرفی می کند، اولا به نظر من او باید به آنچه رسیده بود عمل می کرد و ملاحظه نمایندگان مجلس را نمی کرد، دوما آقای رئیس جمهور چگونه و با مشورت چه کسی رای مجلس را استنتاج کرده است؟( به نظر من رای قابل استنتاج نیست و بسیاری از سخنان قبل از معرفی شخص، فقط برای باج گیری و سهم خواهی است)، سوما چرا از شخصی مانند مهدی هاشمی به کردان می رسد؟
نکته دیگر اینکه به نظر می رسد آقای رئیس جمهور بیش از حد به برخی از نزدیکان خود اعتماد کرده است( هر چند شاید بخاطر رفتارهای نادرست برخی مدعیان اصولگرایی باشد) چرا که فردی مانند رحیمی معاون حقوقی رئیس جمهور آنچنان قابل اعتماد نیست که بتوان بر اساس نظرات وی به اتمام حجت رسید.
خلاصه اینکه اکنون دیگر شاهد خدمات آقای رحیمی که رئیس جمهور قول آن را داده بود هستیم، چرا که فقط تلاش وی و نظراتش می تواند کردان را نزد رئیس جمهور در چنین جایگاهی قرار دهد.


اکنون نیز چند روز پس از روز خبرنگار و وعده رئیس جمهور مبنی بر بازپس گیری شکایات دستگاه های دولتی از رسانه ها، شاهد شکایت معاونت حقوقی ریاست جمهوری و فیلتر شدن سایت "الف" هستیم، هر چند با برخی رویکردهای توکلی و دوستانش موافق نیستم اما خوب است آقایان در مورد مدرک کردان و حتی خود رحیمی ابهام زدایی کنند نه اینکه با سمبه پرزورشان دست به دامان فیلتر شوند چرا که حقیقت را نمی توان مخفی کرد و روزی از پرده برون خواهد افتاد.
هر چند ما خیلی چیزها را که احمدی نژاد می بیند نمی بینیم اما ابهاماتی داریم که منتظر روشن شدن آن می مانیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 18:48  توسط حسن حیدری باقرآبادي  | 

شما چگونه مى‌خواهيد محبت و اطمينان مردم را جلب كنيد؟ مردم بايد به من و شما اعتماد داشته باشند. اگر ما دنبال مسائل خودمان رفتيم، به فكر زندگى شخصى خودمان افتاديم، دنبال تجملات و تشريفاتمان رفتيم، در خرج كردن بيت‌المال هيچ حدى براى خودمان قايل نشديم - مگر حدى كه دردسر قضايى درست بكند! - و هرچه توانستيم خرج كرديم، مگر اعتماد مردم باقى مى‌ماند؟ مگر مردم كورند؟ ايرانيان هميشه جزو هوشيارترين ملتها بوده‌اند؛ امروز هم به بركت انقلاب از هوشيارترينهايند؛ از هوشيارها هم هوشيارترند. آقايان! مگر مردم نمى‌بينند كه ما چگونه زندگى مى‌كنيم؟

آن وقتى كه جوان حزب‌اللهى ما به جهاد يا به سپاه يا به فلان وزارتخانه مى‌رفت و به او مى‌گفتند كه چه‌قدر حقوق مى‌خواهى، مى‌گفت اين حرفها چيست، مگر من براى حقوق آمده‌ام؟ اصرار مى‌كردند كه بالاخره زندگى خودت و زن و بچه‌ات بايد بگردد؛ يك چيزى بگير. به نظر شما اينها افسانه است؟ به نظرم اگر شما برويد در دنيا اين را نقل كنيد، چنانچه كسى وضع چند سال قبل ما را نديده باشد، خواهد گفت كه افسانه است؛ ولى اين واقعيت است. اين رويداد، در همين ايران و در همين تهران و در همين وزارتخانه‌هاى ما اتفاق افتاد؛ يكى، دو مورد هم نبود. نماينده‌ى مجلس وقتى اول بار به او حقوق دادند، خجالت كشيد حقوق را بگيرد! بعضى از دوستان ما در دوره‌ى اول نمايندگى مجلس، شرمشان آمد و ننگشان كرد كه حقوق بگيرند! گفتند ما حقوق بگيريم؟!

برادران! من و شما داريم از آن ذخيره مى‌خوريم؛ فراموش نكنيد، آن را مردم ديدند. نمى‌شود ما در زندگى مادّى مثل حيوان بچريم و بغلتيم و بخواهيم مردم به ما به شكل يك اسوه نگاه كنند؛ مردمى كه خيليشان از اوليات زندگى محرومند.

در اين راه، از خيلى چيزها بايد گذشت. نه فقط از شهوات حرام، از شهوات حلال نيز بايد گذشت. نمى‌گويم مثل پيامبر باشيم، نمى‌گويم مثل اميرالمؤمنين - كه شاگرد پيامبر بود - باشيم؛ كه انسان آن مطالب را كه مى‌خواند، تنش مى‌لرزد. اميرالمؤمنينى كه زهدش در زندگى و دنيا مَثَل ساير است و مسلمان و غيرمسلمان آن را مى‌دانند، درباره‌ى پيامبر مى‌گويد: «قد حقّر الدّنيا و صغّرها و اهون بها و هوّنها»(16)؛ دنيا را تحقير كرد - يعنى همين لذايذ و بهره‌منديها و برخورداريهاى دنيا را كوچك كرد - به آنها توهين كرد و سبكشان نمود.

در قُبا براى پيامبر آب آوردند و چيزى هم مثل عسل قاطى آن كردند. پيامبر فرمود: من اين را حرام نمى‌كنم، اما نمى‌خورم. اين دو، دو چيز است؛ يا آب يا عسل. آن را از ما نخواسته‌اند. اگر از من و شما بخواهند، پدرمان درآمده است! مگر ما مى‌توانيم آن‌طور زندگى بكنيم؟ پيداست كه آن نفس قدسى ملكوتى، يك چيز ديگر است.

اميرالمؤمنين در همين جمله مى‌فرمايد كه خداى متعال به پيامبر فهماند كه اگر من دنيا را به اختيار از تو مى‌گيرم، براى اين است كه چيز شيرينترى به تو بدهم. آن چيز شيرينتر را اولياى خدا مى‌ديدند. من و شما آن را حس نمى‌كنيم؛ اما در آن راه بايد برويم، در آن راه بايد قدم برداريم، كمتر خرج كنيم، كمتر بذل و بخشش بيجا كنيم، كمتر به زندگى شخصى خودمان بپردازيم.

من و شما همان طلبه يا معلم پيش از انقلابيم. يكى از شماها معلم بود، يكى دانشجو بود، يكى طلبه بود، يكى منبرى بود، همه‌مان اين‌طور بوديم؛ اما حالا مثل عروسى اشراف عروسى بگيريم، مثل خانه‌ى اشراف خانه درست كنيم، مثل حركت اشراف در خيابانها حركت كنيم! اشراف مگر چگونه بودند؟ چون آنها فقط ريششان تراشيده بود، ولى ما ريشمان را گذاشته‌ايم، همين كافى است؟! نه، ما هم مترفين مى‌شويم. واللَّه در جامعه‌ى اسلامى هم ممكن است مترف به وجود بيايد. از آيه‌ى شريفه‌ى «و اذا اردنا ان نهلك قرية امرنا مترفيها ففسقوا فيها»(17) بترسيم. تُرف، فسق هم دنبال خودش مى‌آورد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 19:47  توسط حسن حیدری باقرآبادي  | 

در جبهه‌ها چه كسانى بودند؟ نسبتها را ملاحظه بكنيد؛ خيلى از اين پولداران، از اين مرفهان جامعه، از اين بى‌دردها و بى‌احساسها، هشت سال جنگ آمد و رفت، اما اينها جنگ را حس نكردند؛ همان غذا، همان راحتى و همان آرامش! اگر چهار روز هم آن شهر مورد تهاجمى بود، سوار ماشينشان مى‌شدند و به يك‌جاى ديگر مى‌رفتند و راحت استراحت مى‌كردند؛ نفهميدند كه بر سر اين مملكت چه گذشت! اينها آن مردمى نيستند كه دولت و دستگاهها بايد براى خدمت به آنها خودكُشان كنند. نه، آن كس كه جنگ و بمباران و محاصره‌ى اقتصادى و كم‌آبى و كم‌برقى و گرانى و ساير مشكلات را با همه‌ى وجود در اين ده، دوازده سال احساس كرده، در درجه‌ى اول او بايد مورد توجه باشد. مردم كه مى‌گوييم، يعنى اينها؛ همان عامه‌يى كه اميرالمؤمنين (سلام‌اللَّه‌ عليه) در آن فرمان تاريخيشان به مالك اشتر فرمودند كه عامه را داشته باش، خاصه را رها كن. عامه، يعنى همانهايى كه در جنگ با تو هستند، در مشكلات با تو هستند، سختيها را با تو تقسيم مى‌كنند، غم تو را از دلت مى‌زدايند، خودشان را سپر بلاى تو قرار مى‌دهند و صادقند؛ نه عافيت‌طلبهاى پُرروىِ پُرخورِ پُرخواهى كه هيچ‌وقت هم قانع نمى‌شوند. تا وقتى كه خيرى به آنها برسد، تو را مى‌خواهند؛ به مجرد اين‌كه ذره‌يى كم شود، رويشان را برمى‌گردانند.

آقايان! ما در قبال مردم دو كار داريم: يك كار اين است كه به آنها خدمت برسانيم؛ كار ديگر اين است كه محبت و اعتماد آنها را جلب كنيم. خدمت به آنها برسانيم، يعنى چه؟ يعنى هرجا كه هستيد، برنامه‌ى شما آن وقتى درست است كه نفعش به همين مردمى كه عرض كردم، برسد. البته دنبال نفع كوتاه‌مدت نيستيم. نگوييد كه حالا برنامه‌ى پنجساله چنين و چنان شد. حقوق بگيران وضعشان بدتر شد. البته درباره‌ى مسائل مربوط به اوضاع گرانيها و تورم و مشكلات، مطالبى هست كه ان‌شاءاللَّه من در ديدار جداگانه‌ى با هيأت دولت در ميان خواهم گذاشت. نه، آن برنامه‌ى صحيح و آن راه درست كه به خير عامه‌ى مردم منتهى خواهد شد، ملاك است. در دستگاه قضايى، ملاك اين است؛ در دستگاه قانونگذارى، ملاك اين است؛ در دستگاه اجرايى هم ملاك اين است. هر كسى در كشور بايد براى خدمت به مردم تلاش كند. براى اين كار بايد وقت بگذاريد.

كارشناسانى كه در وزارتخانه‌ها هستند، اگر آنها خودشان بعضى از نكات را نمى‌دانند و ملتفت نيستند، به آنها تفهيم كنيد و بگوييد كه كارشناسى مورد انتظار از تو اين است كه آن وضعيتى را كه براى مردم مفيد و نافع است، بگردى پيدا كنى و ارايه نمايى. اين كارشناسى، كارشناسى درستى است. آن كارشناسى كه خودش مسائل مردم را درك نكرده، معلوم نيست خيلى امين باشد. حالا نمى‌گويم كه دست كارشناسان را بگيريد و از دستگاه خارج كنيد؛ نه، توجيهشان كنيد و تفهيم نماييد كه از آنها چه مى‌خواهيد.

البته از اول انقلاب تا امروز، براى طبقات محروم كار زيادى شده است. دوازده سال است كه من با مسائل اجرايى اين كشور از نزديك آشنايم و مى‌دانم كه در اين مملكت چه كارى شده است. خيلى كار انجام گرفته، دستگاههاى مختلف خيلى كار كرده‌اند؛ اما آنچه كه نياز است، با آنچه كه شده، قابل مقايسه نيست.

ما نمى‌خواهيم فقط كار كنيم؛ ما مى‌خواهيم محروميت را از بين ببريم و محروم را از محروميت خارج كنيم؛ هدف اين است. والّا اگر شما بگوييد من كار مى‌كنم، ممكن است در يك اداره هم يك نفر بگويد من بايد هشت ساعت يا شش ساعت كار كنم، يا ده ساعت كار كرده‌ام و ديگر بس است. اين منطق، منطق درستى نيست.

البته اگر خسته مى‌شويد، اگر احتياج به استراحت داريد، بايد استراحت كنيد، تا براى كار آماده بشويد. ما استراحت را نفى نمى‌كنيم؛ اما كار حد ندارد. كار تا آن حدى است كه به نتيجه برسيم و به آن هدف و مقصودى كه مورد نظر است، نزديك بشويم. بنابراين، تا آن‌جايى كه انسان توان دارد، بايد كار كند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 17:41  توسط حسن حیدری باقرآبادي  | 

بازرسى، مسأله‌ى مهمى است. بايد دايم مشغول نگرش باشيد و چشم شما داخل دستگاه را ببيند؛ يك مدير خوب اين است. مدير خوب اين نيست كه زير بار پرونده‌ها خم بشود. مرحوم شهيد رجايى مى‌گفت كه در زمان نخست‌وزيرى وارد اتاق وزيرى شدم، ديدم كه پرونده‌هاى بسيارى مثل كوه روى ميز آن وزير جمع شده است و آن شخص اصلاً ديده نمى‌شود! آن روزها زرنگهايى كه از سابق در دستگاهها مانده بودند، بلد بودند كه وزراى انقلابى را چه‌طور زمينگير كنند. همين‌طور مرتب پرونده مى‌بردند و كارهاى بى‌ربطِ چرند را جلويشان مى‌گذاشتند؛ او هم كه بى‌تجربه بود، در اين پرونده‌ها غرق مى‌شد و اصلاً تمام نيرويش را روى اين‌گونه كارها مى‌گذاشت!

مدير خوب كسى است كه در اتاق خود، باشد و نباشد. نباشد، يعنى اين‌كه در دستگاه، دايم در حال گردش و دَوَران باشد. ما هرچه در سطح رؤسا و مديركل‌ها و وزرا بالاتر برويم، اين معنا مهمتر و حساستر مى‌شود. شما دايم بايد مواظب باشيد و ببينيد كه افرادتان چه كار دارند انجام مى‌دهند.

در كار ادارى، «حمل بر صحت» وجود ندارد؛ مثلاً بگوييد لابد بيچاره‌ها دارند كارشان را مى‌كنند؛ نخير. البته همه‌ى برادران خوبند؛ اما خوب، معنايش معصوم كه نيست. خوبند، يعنى خيانت نمى‌كنند؛ اما اشتباه هم نمى‌كنند؟ تنبلى هم نمى‌كنند؟ گاهى سستى هم گريبانشان را نمى‌گيرد؟ بنده به خودم كه نگاه مى‌كنم، مى‌بينم آدم ضعيف و سستى هستم و در جاهايى همين احساسات بشرى گريبان بنده را مى‌گيرد. اگر نهيب نزنم، اگر حواسم جمع نباشد، اگر به خودم نرسم، در تنبلى غرق مى‌شوم. بنده اين‌طورم، شما هم همين‌طوريد؛ ما بالاخره مثل هم هستيم.

ما بايد مواظب خودمان و زيردستهايمان باشيم. بايد مواظب باشيم كه اولاً كار انجام بگيرد؛ ثانياً درست انجام بگيرد؛ يعنى غلط و بد انجام نگيرد؛ محكم انجام بگيرد. گاهى مى‌شود كه دو تا چكش بايد روى ميخ زد، تا محكم بشود؛ اگر يكى زدى، اين سست‌كارى است. پس، اولاً اصلِ انجام گرفتن است؛ ثانياً در جهت بودن و درست بودن است؛ ثالثاً محكم‌كارى است؛ رابعاً سرعت عمل است. آن وقت شما آقايانى كه مراجعه‌ى مردمى داريد، يك خامساً هم داريد، و آن گشاده‌رويى در كار است؛ «چو وا نمى‌كنى گرهى، خود گره مشو». ممكن است يك نفر به شما مراجعه كند، اما شما نتوانيد گرهى از كار او باز كنيد. اگر نمى‌توانيد گره او را باز كنيد، اقلاً با گره‌افزونى خودتان، گرهى بر كار او اضافه نكنيد.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 19:51  توسط حسن حیدری باقرآبادي  | 

عاقبت به خیری یکی از دعاهای کامل و جامعی است که انسان باید مستمر و مداوم آن را از خدا طلب کند و صدالبته در این راه گام بردارد و با محاسبه روزانه اعمال، رفتار و گفتار در صورت مشاهده انحرافی، از مسیر بازگردد.
نیروهای ارزشمند در شرایط سخت پرورش داده می‌شوند و عرصه 8 سال دفاع مقدس یکی از این عرصه‌ها بود اما آیا همه سرداران جوانی که در آن شرایط ساخته و پرداخته شدند، توانستند روحیات خود را در ادامه حفظ کنند.


قالیباف که پس از دفاع مقدس در کسوت یک نظامی در نیروی هوایی سپاه و فرماندهی نیروی انتظامی فعالیت کرده، از لحاظ مدیریت خوب عمل کرده، اما ورود او به عالم سیاست و اتفاقات بعدی اما و اگرها و سئوالات متعددی را درمورد وی به دنبال داشته است.
اینکه دکتر قالیباف با موافقت مقام معظم رهبری از نیروهای مسلح خارج شده و کاندیدای انتخابات ریاست‌جمهوری می‌شود و رفتارهای مختلف و متناقضی را برای کسب قدرت پیشه می‌کند این سئ.ال را به ذهن متبادر می‌کند که آیا قالیباف سال 84 از کثیفی عالم سیاست خبر داشت، قطعاً پاسخ این سئوال مثبت است بنابراین سئوال بعدی پیش می‌آید که هدف قالیباف از ورود به این عالم کثیف که حالش را بهم می‌زند چه بوده‌است؟، اگر اینگونه باشد آیا می‌توان برای کسب قدرت و تلاش برای اصلاح عالم سیاست، هدف وسیله را توجیه کرده و دست به هر کاری بزنیم.


به گزارش خبرگزاري فارس، دفتر اطلاع رساني قاليباف با ارسال نمابري اعلام كرد: «مقام معظم رهبري در پاسخ به نامه دكتر قاليباف در خصوص استعفا از عضويت در نيروهاي مسلح در تاريخ 16 فرودين ماه سال جاري مقرر فرمودند با اين استعفا موافقت مي‌شود.»
قالیباف با رد استفاده از افراد نظامي در كابينه خود يادآور شد: در كابينه خود از افراد نظامي استفاده نخواهم كرد.
جالب است که یک شخص نظامی استعفا داده و وارد میدان انتخابات شود اما بگوید که از افراد نظامی در کابینه استفاده نخواهد کرد، آیا افراد نظامی مشکلی دارند؟
قالیباف: فكر مي‌كنم براساس تعهدي كه دارم خودم را مكلف بر اين كردم حتماً در حوزه سياست، اخلاق و معنويت و قانون را سرلوحه كار خود قرار دهم و هر كسي اظهارنظري كرده براي خودش قابل احترام است چرا كه نتيجه را نظرسنجي هاي افكار عمومي مشخص مي‌كند.(نشست خبری در خبرگزاری مهر-20 اردیبهشت 84)
شهردار شهر تهران تأكيد كرد: «اميدواريم هيچ كدام از مديران شهرداري، براي آينده سياسي يا اقتصادي خود، از شهردار تهران كيسه‌اي ندوخته باشند و همه تلاش خود را صرف خدمت و كار براي مردم نمايند.»
وي افزود: «اگر ذره‌اي در كارهايمان به دنبال منافع شخصي و سياسي و نه منافع نظام و مردم باشيم، در دنيا و آخرت متضرر خواهيم بود.»
وي اضافه كرد: «ممكن است احدي از اصولگرايان تصور كند كه در كوتاه‌مدت، چالش با دولت به نفع اوست وليكن بايد همه بدانيم كه در بلند مدت تضعيف دولت آقاي دكتر احمدي‌نژاد نه تنها موجب تضعيف اصولگرايان خواهد شد، بلكه منافع نظام و مردم را نيز دچار خدشه مي‌كند.»   آذر 84
دیگران قبل از ما و بهتر از ما به توسعه رسیده بودند ولی ما بر آنها خرده می‌گرفتیم كه در رسیدن به این توسعه اخلاق را وانهاده‌اند و سیاست‌ و جامعه‌ بی‌اخلاق را نكوهش می‌كردیم و نوید نظام سیاسی را می‌داریم كه بر پایه اخلاق شكل گرفته است.


آیا اكنون می‌توانیم ادعا كنیم كه به این هدف و آرمان بزرگ نائل گشته‌ایم؟ آیا سیاست ما به انواع نیرنگ و فریب‌‌ها، بی‌صداقتی‌ها، بی‌مسئولیتی‌ها، تهمت‌ها، افتراها، ریاكاری ها و قدرت طلبی ها آغشته نشده است.
زمانی ادعا می‌كردیم كه اگر دنبال قدرت هستیم برای بسط ارزش‌های انسانی و اخلاقی است. اكنون هم البته همان ادعا را داریم اما در راه رسیدن به قدرت از هیچ بی‌تقوایی حذر نمی‌كنیم.
 سیاست عرصه‌ تدبیر امور و اصلاح اوضاع كشور است. ما به سیاست‌ورزی نیاز داریم. می‌دانیم كه سیاست با قدرت ملازم است و برای قدرت هم باید رقابت كرد. رقابت هم آداب و مناسبات خود را دارد اما حرف من این است كه می‌توان برای رسیدن به قدرت رقابت کرد ولی اخلاق را هم زیر پا نگذاشت.  خرداد 87
محمدباقر قاليباف امروز در گفتگو با فارس در تبريز در پاسخ به اين سئوال كه روز به روز بحث نامزد شدن شهردار تهران در انتخابات رياست جمهوري قوت مي گيرد، گفت : حوزه سياست حالم را بهم مي زند. تیر87
محمد باقر قالیباف شهردار تهران در واکنش به سوال خبرنگار عصرایران که نظر او را در خصوص نتایج انتخابات مجلس پرسید گفت: حالم از سیاست به هم می خورد. اسفند 86


قالیباف در گفتگو با رسانه‌های خارجی: « پروژه برج "میلاد" .....  برای کشور ما هزینه زیادی برده»، «در شرایط سیاسی کنونی،محدودیتهایی برای سرمایه گذاری در ایران تحمیل شده، اما بر این باورم که می توان این شرایط تحمیلی را کنار زد»، « یکی از مهمترین مسائل کشور ما مدیریت و اجرای مسائلی هستند که به طور اساسی با مسائل سیاسی گره خورده اند»
قاليباف: روزنامه همشهري بايد از سياست بازي فاصله بگيرد.
خیلی دوست ندارم نظرات خود را بنویسم چون نوع سخنان قالیباف با رسانه‌های خارجی و یا عملکرد همشهری ، تهران امروز و... خیلی چیزها را نشان می‌دهد، نیازی به تفسیر نیست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 12:6  توسط حسن حیدری باقرآبادي  | 

يکي از خصوصيّات، اين است که مردم مي‏خواهند اين احساس را داشته باشند که مسؤولان کشور در سطوح مختلف، نسبت به موجودي کشور، امانتدار و امينند. اين را من مي‏خواهم از شما به طور جد بخواهم که مراقب باشيد، اين امانت و اين روحيّه امانتداري نسبت به آنچه که از مردم در اختيار ماست - بيت المال و آنچه که مربوط به ثروتهاي عمومي کشور است - اختلال پيدا نکند. نگذاريد دشمن بتواند اين طور تبليغ کند که يک طبقه جديد و يک اَشرافيگري جديد، در حال شکل‏گيري است. دشمن، از اين گونه حرفها مي‏زند. اگر چيزي ديده شد که اين حرف دشمن را به نحوي تأييد کرد، اين خدمت به دشمن است؛ نبايد بگذاريد. دشمن، دشمن است و تهمت مي‏زند. در اين چند ساله، اين بلندگوها، اين رسانه‏هاي جمعي دشمن، چقدر عليه جمهوري اسلامي حرفهاي خصمانه زدند! در زمينه سوء استفاده و امثال آن، آن‏قدر ياوه و دروغ و خلاف واقع گفته‏اند که احصاي آن واقعاً آسان نيست. ولي اگر مردم ديدند که در مواردي ، چيزهايي تأييد مي‏کند - ولو يک مورد - ده مورد را باور و قبول مي‏کنند. اين را بايد توجّه داشته باشيد.

بيانات مقام معظم رهبري در ديدار مسؤولان و كارگزاران نظام به مناسبت عيد سعيد غدير-6 ارديبهشت 76  

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 20:0  توسط حسن حیدری باقرآبادي  | 

امروز برخي نمايندگان مانند علي مطهري، روح‌الله حسينيان و... معناي واقعي اصولگرايي و اصلاح‌طلبي را نشان دادند.

اينها در واقع سهميه دولت در جبهه متحد اصولگرايان بودند اما برخلاف نمايندگان حزبي و جناحي، چشم و گوش بسته و بر اساس منافع گروهي و... در راي اعتماد به وزراي پيشنهادي دولت نهم تصميم نگرفتند.

                             

آنها براساس تكليف، وظيفه، احساس مسئوليت، دغدغه انقلاب و حس اصولگرايي اصلاح‌طلبانه پا در ميدان گذاشتند و بدون توجه به منافع باندي و جناحي افراد و گروه‌هاي مختلف كه پست و مقام و سود و نفع خود را در راي آوردن يا نياوردن افراد مي‌دانند به تكليف خود عمل كردند.

اين حركت درس مهمي براي افرادي بوده و هست كه فقط و فقط بر اساس توصيه‌هاي باندي، جناحي، گروهي، مريد و مرادي يا... به افراد راي مي‌دهند و فراموش مي‌كنند كه بايد زماني پاسخگوي راي خود و دليل منطقي آن باشند.

وي با بيان اينكه خدا نياورد كه روزي گرفتار مناسبات غير اصولي و نادرست در امور كشور شويم، گفت: بنده در انتخاب 3 وزير با علم، آگاهي، رعايت ضوابط، نيازهاي كشور و اصول و آرمان‌ها تصميم گرفتم و حجت قاطع نزد خدا دارم.

من بعضي وقتها برخي تصميمات شخص احمدي‌نژاد برايم عجيب و غريب به نظر مي‌رسد اما پس از شنيدن سخنان و استدلال‌هاي وي در جلساتي كه پيش مي‌آيد قانع و درعين حال خوشحال مي‌شوم كه تفكر وي چنين بسته شده و روحياتي بر وي حاكم است كه بدون حجت قاطع نزد خدا تصميم نمي‌گيرد.

البته شخصاً از مايه گذاشتن از رهبري براي جلو بردن اهداف به شدت گله دارم، نمونه آن را هم ديديم كه برخي نمايندگان با شايعات متعدد و نقل مضاميني از رهبري قصد جلوگيري از راي اعتماد نمايندگان به برخي وزراي پيشنهادي را داشتند و از سوي ديگر متاسفانه احمدي‌نژاد نيز همين كار را البته بصورت عكس انجام داد با اين تفاوت كه احمدي‌نژاد دروغ نمي‌گويد اما بعضي‌ها دروغ مي‌گويند. 

                               

                           

رئيس‌جمهور با انتقاد از كساني كه شاهد مثالهايي از رهبر انقلاب مي آورند، گفت: ما نبايد از بالاترين مرحله نظام هزينه كنيم.

البته شايد آقاي احمدي‌نژاد عمل خود يعني نقل درست نظر رهبري را هزينه كردن از بالاترين مرحله نظام نداند اما به نظر من هر چند نقل نظر رهبري به دروغ بسيار كثيف و زشت است اما نقل صحيح و درست آن نيز هزينه كردن از جايگاه و مقام رهبري است چرا كه رئيس جمهور بايد در قبال وزرايش جوابگو باشد نه اينكه مشكلات و ايرادات وزرا را از چشم رهبري ببينند.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 19:34  توسط حسن حیدری باقرآبادي  | 

يک آسيب ديگر، دنيازدگي است. خيلي از ما - آنهايي که قدرت و پست را طعمه دانستند - متأسفانه دچار دنيازدگي شده‏ايم. پنج، شش سال پيش از اين، در پيامي به انجمن اسلامي دانشجويان -  چون آن روز چيزهايي را حس مي‏کردم - به اين نکته تصريح کردم و گفتم بعضي افراد بايد مواظب باشند اسير چرب و شيرين دنيا نشوند. کسي که براي خود مسؤوليتي قائل است، اگر دنيازده و رفاه‏زده شد، کارش زار خواهد شد و کار مردم را هم زار خواهد کرد.
بعضي از مشکلات ما ناشي از ضعف بعضي از مديريّتهاست که به کارهاي جزئي و فعّاليتهاي سياسي و حزبي سرگرم و مشغول مي‏شوند. اين‏قدر که من در اين خصوص تأکيد مي‏کنم، بعضي کسان مي‏گويند فلاني با حزب و تحزّب مخالف است؛ در صورتي که پس از پيروزي انقلاب اسلامي، اوّلين حزب را ما درست کرديم. اگر تحزّب به معناي واقعي کلمه وجود داشته باشد، من طرفدار آن هستم. منتها من تحزّب را اين نمي‏دانم که عدّه‏اي از داعيه‏داران سياسي، به دنبال کسب قدرت، دور هم جمع شوند - ده نفر، پانزده نفر، بيست نفر - و با شعار و ايجاد هيجان و جذّابيتهاي دروغين، مردم يا گروههايي از مردم را به اين طرف و آن طرف بکشانند و مرتّب دعوا و اختلاف راه بيندازند و براي اين‏که بي‏کار نمانند، يک مسأله کوچک را بزرگ کنند؛ يک چيز کم‏اهميت را پُراهميت جلوه دهند و روزها و هفته‏ها درباره‏اش بحث و تحليل کنند؛ بر اساس آن، دوست و دشمن معيّن کنند؛ فلان کس، فلان طرفي است، پس دشمن است؛ فلان کس، فلان طرفي است، پس دوست است. بنده اينها را تحزّب نمي‏دانم. اينها روشهاي غلط سياسي است که در دنيا هم رايج است. دل ما خوش بوده است که در ايران اين چيزها رايج نباشد؛ اما متأسفانه بعضي کسان به اين چيزها دلبستگي دارند.

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏در ديدار جوانان استان اصفهان‏-۱۲آبان ۸۰

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 21:21  توسط حسن حیدری باقرآبادي  | 

               گويند هر آنكه هر چه را دارد دوست   از بعد وفات همدم و مونس اوست

               يارب تو گواهي كه نباشد ما را         غير از علي و محمد و آلش دوست

به دعوت دوست عزيزم جناب آقاي ابراهيم زاده ملقب به مهندس حديث، سعي مي‌كنم مطلبي را به مناسبت مبعث نبي مكرم بنويسم.

توفيقي بود كه امروز نماز جماعت ظهر و عصر را به امامت حاج آقا بهشتي دبير ستاد اقامه نماز وزارت آموزش و پرورش در وزارتخانه اقامه كردم، آقاي بهشتي مختصري سخنراني كرد كه نكاتي از آن را مي‌آورم:

1-بعثت پيامبر(ص) در روز دوشنبه اتفاق افتاده‌است.

2- يكي از دلايل عمده رسيدن پيامبر(ص) به بالاترين مقام هستي، عبادت و خلوت‌هاي طولاني‌مدت و تفكر ايشان در خلقت و هدف از آن، در دوران جواني بوده‌است.

             

3- پيامبر(ص) از حدود 3 سال قبل از بعثت حالاتي شبيه به نزول جبرئيل در زمان بعثت را داشته‌اند تا آمادگي قبلي داشته‌باشند.

4- در زمان بعثت و حضور جبرئيل در غار حرا، 5 آيه نخست سوره علق بر پيامبر(ص) نازل شده‌است.

5- وضو و نماز در مسير رفتن پيامبر(ص) از غار حرا به سمت منزل و بلافاصله پس از بعثت اتفاق افتاده‌ كه بيانگر اهميت نماز است چرا كه احكام روزه، حج و... چندين سال پس از بعثت و به مرور نازل شده‌است، جالب اينكه بر اساس احاديث و روايات، نخستين مسئله‌اي كه به پيامبر(ص) امر شده نماز است، نخستين عبادتي كه از بنده صعود مي‌كند نماز است و نخستين سئوالي كه از بنده مي‌شود نماز است.

6- در مسير بازگشت پيامبر(ص) از غار حرا، نخستين كسي كه او را مي‌بيند و به او ايمان مي‌آورد جواني 10 ساله به نام علي‌ابن ابي‌طالب است كه البته اهل سنت با اين استدلال كه امام(ع) هنوز به سن تكليف نرسيده بودند او را نخستين مسلمان نمي‌دانند.

7- تمام يادگيري و علم انسان بايد بر اساس سوره علق باشد، اين سوره با «اقراء» به معناي يادگيري و خواندن آغاز و با «اسجد» به معناي سجده كردن تمام مي‌شود يعني علمي اسلامي است كه به عبوديت و سجده كردن در مقابل خداي متعال منجر شود. آيت‌الله جوادي آملي نيز تاكيد داشته‌اند كه اين روح بر علوم دانشگاهي و آموزش و پرورش ما حاكم نيست.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 22:52  توسط حسن حیدری باقرآبادي  | 

شناخت من از کردان و پورمحمدی بر اساس رفتارها، عملکردها، شخصیت آنها و اطلاعاتی است که از دوستان موثق شنیده‌ام، کردان و پورمحمدی مدیرانی قوی هستند اما هر دو رفیق‌باز و باندی هستند و به نظر می‌رسد کردان بیشتر، این مسئله در انتصابات آقایان در صدا و سیما و وزارت کشور مشهود است؛ در نزدیکی تفکر آنها به تفکر احمدی‌نژاد که آن را بسیار نزدیک به گفتمان مکتبی انقلاب می‌دانم خیلی نمی‌توان تفاوتی قائل شد. از نظر تجارب مدیریتی متناسب با حوزه خاص وزارت کشور هم پورمحمدی را از کردان سر می‌دانم.

 احمدی‌نژاد را شخصی می‌دانم که گرفتار رودربایستی، تعارف، رفاقت و... با افراد نمی‌شود، قرار هم بود به هیچ حزب و گروهی و شخصی باج ندهد، امیدوارم که استدلال قانع کننده‌ای برای معرفی کردان به مجلس داشته باشد و امیدورام که دچار مصلحت‌اندیشی‌های کاذب نشده باشد.

   

روح‌الله حسینیان هم حق داشت که شگفت زده شود چرا که اگر نیک بنگریم این آقایان در سال‌های بعد از انقلاب در مسئولیت‌های مختلفی حضور داشته و امکان ایجاد تحول در این حوزه‌ها را داشته‌اند اما انجام نداده‌اند، شاید هم در شرایط فعلی و با فشار احمدی‌نژاد انجام دهند اما بعید است که انتظاراتی را که پورمحمدی در وزارت کشور برآورده نکرد، کردان برآورده کند.

می‌گویند نوذری از ترس اینکه مبادا کردان به عنوان وزیر نفت معرفی شود او را در زمان سرپرستی خود، قائم مقام کرد و شاید اکنون با رفتن کردان به وزارت کشور از همه خوشحال‌تر باشد، یکی از دانشجویان دانشگاه صنعت نفت که باید تکلیف رئیس دانشگاهشان از سوی کردان تعیین می‌شد می‌گفت که از بکطرف با رفتن کردان خوشحال هستیم که وضعیت دانشگاه ما روشن خواهد شد، از یکطرف هم ناراحت از حضور او در وزارت کشور هستیم چرا که کردان آدمی چندلایه و پیچیده است و عملکرد گذشته او را پیش رو داریم.

امیدوارم مجلس هشتم برخلاف نظر رئیسش به کردان رای ندهد، چیزی که بسیاربسیاربسیار...بعید است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 17:22  توسط حسن حیدری باقرآبادي  | 

از صبر، حلم، تعهد، تقید، پایبندی به اخلاق و دیگر ویژگی‌های مثبت احمدی‌نژاد سوء‌استفاده می‌کنند اما آقایان بدانند که خورشید برای همیشه پشت ابر باقی نمی‌ماند.

 

·        رئیس‌جمهور در چند نشست یکی از کارشکنی‌های مجلس هفتم و ضربه آن به منافع ملی را باز کرده است، اینکه دولت تورم جهانی را از مهر 86 رصد کرده و درخواست برداشت از حساب ذخیره برای تامین کالاهای اساسی را داشته و مجلس را توجیه کرده، اما مجلس این موضوع را به بهانه‌های مختلف به تعویق انداخت تا هم قیمت‌ها افزایش پیدا کرد و هم دولت مجبور شد تا از مقام معظم رهبری استمداد کند حال خوب است که امثال آقایان توکلی، باهنر، نادران و تمامی نمایندگان به این سئوالات پاسخ دهند:

1-چرا با وجود گزارش دولت هر چند به عنوان احتمال، مرکز پژوهش‌های آقای توکلی که کار سفارشی انجام نمی‌دهد در این زمینه یعنی بحث تورم جهانی گزارشی تهیه نکرد.

2-چرا آقایان مدعی فهم که در کوچکترین مسائل اجرایی مانند تغییر ساعت آغاز بکار بانک‌ها وارد میدان شده و نظر کارشناسی می‌دادند در مورد این موضوع مهم و برداشت از ذخیره ارزی برای تامین کالاهای اساسی هیچ تلاشی در مجلس نکرده و براحتی فوریت آن را انداختند؟

3-چرا کسانی که احمدی‌نژاد را بواسطه تمدید سرپرستی صمصامی با موافقت رهبری، ملامت و سرزنش می‌کنند او را بواسطه استمداد از رهبری برای برداشت از ذخیره ارزی برای تامین کالاهای اساسی سرزنش نمی‌کنند؟

4-آیا جز این است که آقایان در عدم تصویب این لایحه دولت مقصر بوده و ضرر دو میلیاردی به کشور زده‌اند، آیا حاضر به جبران آن هستند؟، آیا حاضر به عذرخواهی از پیشگاه ملت هستند؟و...

 

·        نکته دیگری که احمدی‌نژاد در برخی سخنرانی‌ها به آن اشاره کرده بحث تغییرات عمده مجلس در لوایح بودجه است که جای بسی سئوال دارد، وقتی بودجه جاری دولت 40 هزار میلیارد است افزایش 11 هزار میلیاردی آن از سوی مجلس چه معنایی می‌تواند داشته باشد، آیا جز این است که در ساده‌ترین نتیجه گیری تورم زاست و در بدبینانه ترین شکل به دنبال زمین زدن دولت بوده اند.

·        مجلس محترم بودجه را به سمت ایجاد تورم پیش ببرد و بعد سیاست‌های دولت را عامل تورم‌زایی معرفی کند؟!

·        افزایش تعرفه‌های واردات از سوی مجلس نیز سئوال دیگری است که باید پاسخ داده شود، وقتی حدود 70 تا 80 درصد واردات را مواد اساسی و اولیه تشکیل می‌دهد که تعرفه به آن تعلق نمی‌گیرد درخواست افزایش تعرفه فقط باید به حدود 30 درصد مابقی اعمال شود که کشش لازم را ندارد، حال اگر مجلس افزایش تعرفه‌ای که امکان‌پذیر نیست را به عنوان درآمد دولت تلقی کرده و برای آن هزینه هم بتراشد چه اتفاقی خواهد افتاد؟

·        برخی کارشناس و اقتصاددان‌ها افزایش بودجه عمرانی را در مجموع ضد تورم می‌دانند اما برخی دیگر هم آن را تورم‌زا می‌دانند و هر دوطرف نیز بر مبانی علمی استدلال می‌کنند اما اینکه چرا همیشه نظرات کارشناسی مرکز پژوهش‌ها در این زمینه مطابق نظر مخالفان دولت است سئوال دیگری است که باید جواب داده شود؟ در مورد اتکای بودجه به نفت نیز همین گونه است.

·         گزارش مرکز پژوهش‌ها در مورد سفرهای استانی و هزینه‌های دولت در مناطق محروم نیز اینگونه است. «محسن یحیوی» عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین با انتقاد از گزارش مرکز پژوهش های مجلس درباره سفرهای استانی دولت گفت: «چنین گزارش هایی از روی شکم سیری تهیه می شوند و تهیه کنندگان آن از مشکلات شهرهای کوچک خبر ندارند.»

·        در مورد نامه شدیداللحن توکلی و زیر سئوال بردن سیاست خارجی احمدی‌نژاد و افزایش 151 برابری بودجه عمرانی مرکز پژوهش‌های مجلس در بودجه 87 هم نیازی به صحبت نیست.

·        در آذر ماه 84 مركز پژوهش‌هاي مجلس در گزارشي تصريح مي كند كه « فرمان 8 ماده‌اي مقام معظم رهبري در چارچوب قوانين موجود قابل اجرا نيست و لازم است قوانيني متناسب با فرمان حكومتي وضع شود، بنابراين فرامين 8گانه مقام معظم رهبري گرچه حكومتي بوده، ولي عملكرد قواي سه‌گانه به صورت طبيعي به دليل عدم وضع قوانين حكومتي، غير حكومتي بوده است». سئوال این جاست که آقای توکلی در مرکز پژوهش‌ها و دوستانشان برای وضع قوانین مناسب در راستای مبارزه با مفاسد اقتصادی چه کرده‌اند؟

·        مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارشی از واردات بی‌رویه شکر انتقاد کرد اما همین‌ها پس از گران و نایاب شدن ‌شکر، باز هم انگشت اتهام را بسوی دولت نشانه رفتند، انگار در هر مسئله‌ای باید دولت را تخریب و محکوم کرد.

·        در مورد انتخاب توکلی به عنوان رئیس مرکز پژوهش‌ها داستان مفصل است اما خلاصه اینکه  5 جلسه هیئت رئیسه برای انتخاب رئیس مرکز به نتیجه نمی‌رسد، کوهکن روز شنبه 29 تیر اعلام می‌کند که رئیس مرکز یکشنبه هفته بعد مشخص می‌شود اما توکلی با خبرنگار فارس تماس می‌گیرد که خبرتان اشتباه است و آن را بردارید، فردای آن روز هم باهنر در گفتگو با مهر از انتخاب توکلی به عنوان رئیس مرکز خبر داده در عین حال سایر اعضای هیئت رئیسه مجلس از اعلام این خبر خودداری کرده و اعلام می‌کنند که اگر باهنر گفته، همان درست است. «براي هر فردي كه كانديدا باشد، "يك اراده قوي" براي انتخاب او و "يك اراده قوي" نيز براي انتخاب نشدن وي وجود دارد.» این اظهارنظر حاجی بابایی درخصوص بی نتیجه ماندن مباحث هیئت رئیسه است. قضاوت در این زمینه را بعهده خوانندگان می‌گذارم. اشتیاق توکلی برای حضور در این مسئولیت جای بسی سئوال است و برخلاف توصیه اسلام.

و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 16:5  توسط حسن حیدری باقرآبادي  | 

کارها را باید در ترازو قرار داد، باید سنگ درست و دقیق انتخاب کرد تا طرف مقابل آسیب نبیند.

درنظر داشتن ترازو باعث می‌شود تا ما در رفتار و گفتار خود حق دیگران را رعایت کنیم، انسان‌ها باید به یاد داشته‌باشند که همیشه پای ترازو ایستاده‌اند و در حال وزن کردن اموال، رفتار و گفتار خود هستند و این توصیه‌ای است برای تمامی انسان‌ها و در وهله اول به خودم، اما آنچه محرز است اینکه هر کس در مسئولیت، مقام، موقعیت و جایگاه بالاتری قرار گرفت باید خود را بیشتر و پیشتر از دیگران پای ترازو ببیند چرا که اموال، رفتار و گفتار وی به مراتب در سرنوشت و قضاوت افراد متعدد جامعه تاثیرگذارتر خواهد بود.

احمدی‌نژاد مردی از جنس مردم بوده و هست که بر خلاف خواست چپ و راست، باندهای مافیایی، رانتخواران، مفسدین، غارتگران بیت‌المال، لاشخورها و آشخورهای سیاسی و... ، با عنایت و فضل الهی و اقبال مستضعفین، آزادیخواهان، فقرا، شهروندان عزتمدار و... در سوم تیر 84 از سوی ملت ایران به عنوان نهمین رئیس جمهور برگزیده شد اما همان‌هایی که با آمدن وی منافع، موقعیت، جایگاه، رانت و... خود را در خطر می‌دیدند دست روی دست نگذاشتند و با تمام قوا همراه با دشمن خارجی به میدان مبارزه با گفتمان انقلاب که شخص رئیس‌جمهور مظهر آن بود برخاستند و از کارشکنی و دخالت در کوچکترین و بزرگترین مسائل دولت برای ضربه‌زدن به گفتمان اصیل انقلاب-آگاهانه یا ناآگاهانه- کوتاهی نکردند که شرح کارکردهای آگاهانه یا ناآگاهانه و عامدانه یا غیرعامدانه مدعیان اصولگرایی و دیگرانی که از آنها انتظاری نیست، مثنوی هفتاد من کاغذ می‌شود.

شاهد کوچکی از اینها برخوردهای آقایان توکلی، نادران، بادامچیان، باهنر و... در چند سال گذشته بویژه در روزهای اخیر است، هر چند اخلاق آقایان باهنر در جامعه اسلامی مهندسین و بادامچیان در موتلفه شناخته‌شده‌است اما باز هم توصیه آن است که دست از باندبازی، منیت، امتیاز و باج‌خواهی و... دست برداشته و بر اساس توصیه‌های شهید بهشتی در مورد "تشکل حق" که سنگ آن را به سینه می‌زنند پایبند باشند.

روالی که در انتخاب(بخوانید انتصاب) توکلی در مرکز پژوهش‌های مجلس پیش گرفته شد نشان داد که آقای توکلی از سلامت نفسی که ما فکر می‌کردیم برخوردار نیست و شاید به قول یکی از دوستان تا چند سال پیش در موقعیت امتحان و آزمایش قرار نگرفته بود تا جوهره وجودی خود را مشخص کند.

آقای نادران هم کسی بود که در بحث مبارزه با مفاسد اقتصادی سخن از شهادت می‌گفت و اینکه حرکت در این مسیر نیاز به شهادت دارد اما اکنون وارد میدان مچ‌گیری از رئیس جمهور مظلومی شده‌است که تاریخ در مورد مظلومیت عجیب و عملکرد افتخارآمیز وی قضاوت خواهد کرد.

از دوم خردادی‌ها که انتظاری نیست اما از شماها انتظار چیز دیگری است، خواهش می‌کنم پای ترازو بایستید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 15:18  توسط حسن حیدری باقرآبادي  |