تبليغاتX
روایتی دیگر

روایتی دیگر

این روزها مسلمانان دورادور و بیرون از معرکه جهاد در غزه، تجمع برگزار می کنند، اعتراضشان را به گوش جهانیان می رسانند و از ته دل برای ریشه کن شدن رژیم غاصب و جنایتکار صهیونیستی دعا می کنند.
اکنون که با وجود شرایط سخت و فشار عظیم بر مردم مظلوم غزه و درخواست فراوان ملتها بویژه دانشجویان ایرانی که سبکبال آماده پرواز بسوی دوست هستند، با توجه به معذوریت های سیاسی بعضی دولتها، سکوت دول خائن عربی و اتحاد کامل غرب نامرد برای از بین بردن حماس و ریشه مقاومت در فلسطین، چاره کار در آن است که ملتهای مسلمانان و تمامی اقشاری که آمادگی خود را برای اعزام به غزه اعلام کرده اند طی نامه و بیانیه ای موجودیت ارتش محمد رسول الله به فرماندهی سیدحسن نصرالله را اعلام کرده تا تمامی مسلمانان باغیرت به این ارتش بپیوندند؛ چرا که حزب الله لبنان و فرمانده مقتدر آن سیدحسن نصرالله به عنوان یک مجموعه غیردولتی امکان تشکیل و تداوم چنین ارتشی را دارد ضمن اینکه هزینه های این ارتش را ملتهای آزاده و آزادیخواه در سراسر جهان تامین خواهند کرد.

نصرالله


اکنون که بر اساس نظرات کارشناسان، حوادث غزه به سمت شکل گیری یک انقلاب جهانی می رود باید حداکثر استفاده را از شرایط موجود کرد و هر چند که باید مسلمانان با آگاهی کامل و پیش بینی این کار را از قبلها انجام می دادند تا در شرایط کنونی از ثمرات آن برای دفاع از مظلومین غزه استفاده می کردند اما بهر حال اکنون نیز باید از شرایط موجود در این راستا استفاده کرد و شاید یکی از یرکات خون شهدای غزه تشکیل چنین ارتشی در جهان اسلام باشد.
امید که چنین حرکت و فعالیت هایی مقدمه و سرآغازی برای ظهور منجی عالم بشریت باشد و باعث آمادگی بیشتر مسلمانان و تعجیل در ظهور ایشان شود.
به امید آن روز  

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 9:45  توسط حسن حیدری باقرآبادي  | 

«چون قافيه تنگ آيد                                                                           شاعر به جفنگ آيد»
ضرب‌المثلي است براي زماني كه يك فرد هيچ حرفي براي گفتن نداشته‌باشد، يعني طرف چنان از اتفاقات و حوادث پيش آمده، سردرگم و گيج شده كه حرف‌هاي عجيب غريب و عجيب‌تر از عجيب مي‌زند كه قطعاً در تنهايي خود به حرف‌هاي خودش مي‌خندد و...
حرف‌هاي اين چندساله مدعيان اصلاح‌طلبي بعد از شكست دوجانبه در 27 خرداد و سوم تير 84 از اين جنس است، آنها در مرحله اول يك شكست خوردند و در مرحله دوم نيز شكست از جنسي ديگر، اكنون نيز همه‌جوره حاضرند از آرمان‌هايشان در ساختارشكني و تغيير ساختار نظام كوتاه آمده، به رياست جمهوري قاليباف، لاريجاني و امثالهم نيز دل ببندند فقط به اين قيمت كه ديگر احمدي‌نژاد نباشد، يعني شك نكنيد هرگونه تاكيد مي‌كنم هرگونه پيشنهادي را به شرط راي نياوردن احمدي‌نژاد خواهند پذيرفت زيرا فعلاً و در وهله اول بايد احمدي‌نژاد را از سر راه اهداف مختلف خود( تغيير رژيم، رانت خوري، تن‌پروري، مفت‌خوري، خوشگذراني و...) بردارند و در مراحل بعدي با پنبه سر مدعيان اصولگرايي را در صورت فريب خوردن ببرند.

تاج زاده


حرف‌هاي اخير آقاي تاج‌زاده نيز از همين جنس است كه آن بنده خدا گفته بود مي‌دانم كجايش مي‌سوزد.اين عضو محترم بازار مشترك مشاركت و مجاهدين انقلاب اخيرا افاضه فيض فرموده، جنبش دانشجويي را مرهون فاتحه خويش قرار داده و بيان داشته‌اند: اگر جنبش دانشجويي زنده بود، دولت نهم روي كار نمي‌آمد.
نكته نخست آن است كه اگر به همين شكل جنبش دانشجويي مرده بماند بازهم دولت نهم به حكومت خود ادامه خواهد داد بنابراين تئوريسين‌هاي اصلاحات چاره‌اي انديشيده به فكر زندگي جنبش دانشجويي باشند تا آقاي خاتمي با تصميمات غلط ايشان در چاه نيفتاده و گرفتارشان نكند چرا كه شكست تنها و تنها گزينه مقابله با احمدي‌نژاد(به زعم آقايان و علماي اصلاحات) سرافكندگي ابدي و ازلي را برايشان رقم خواهد زد.
جالب‌تر از همه اينكه همين آقاي تاج‌زاده در مقاله‌اي با عنوان «عبور از ملت يا عبور از خاتمي» كه در صفحات 58 تا 65  ماهنامه آئين در دي‌ماه سال 85 منتشر شده، بخشي از جنبش دانشجويي يعني همان طيف تندرو تحكيم وحدت را بخاطر طرح بحث "عبور از خاتمي" كه باعث تلقي ناكارآمدي خاتمي در مردم شده، باعث و باني اصلي شكست اصلاحاتيان و پيروزي احمدي‌نژاد دانسته است.
وقتي اين آقاي محترم از يكسو مي‌گويد كه اگر جنبش دانشجويي زنده بود دولت نهم روي كار نمي‌آمد و از سوي ديگر جنبش دانشجويي را باعث پيروزي احمدي‌نژاد و شكست خاتمي مي‌داند، حكايت همان بنده خداست كه گفته‌بود؛ مي‌دانم كجايش مي‌سوزد و اين سوزش ادامه خواهد داشت...

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 23:18  توسط حسن حیدری باقرآبادي  |