تبليغاتX
روایتی دیگر

روایتی دیگر

*لشكر قابلمه بدست‌ها از سر گرسنگي و چون صبحانه، ناهار و شام رايگان مي‌دادند به استقبال احمدي‌نژاد آمده‌بودند.

*عكس‌هاي موجود واقعي نيست و با فتوشاپ جمعيت زياد نشان داده شده‌است در صورتي كه استقبال از رئيس‌جمهور بسيار سرد بود.

*از استان‌هاي همجوار يزد از جمله كرمان، اصفهان، فارس و... سرويس و اتوبوس رايگان گذاشته بودند تا مردم را براي استقبال از احمدي‌نژاد به يزد بياورند.

*به هر نفر كه از شهرهاي ديگر به يزد مي‌آمد 10 هزار تومان مي‌دادند و اين از مصوبه‌هاي جلسه استاندار با فرمانداران بوده‌است.

*مردم داشتند اتفاقي از خيابان‌هاي يزد عبور مي‌كردند اما عوامل دولت نهم با زيركي يكباره احمدي‌نژاد را وسط مردم آورده و عكس‌هاي لازم را گرفتند.

*اصلاً احمدي‌نژاد به يزد نرفته و ما او را امروز و درست در همان لحظه در تلويزيون ديديم، او چطور مي‌تواند همزمان هم در صدا و سيما و هم در يزد باشد.

*به مردم گفته بوده و در يزد اعلام كرده بودند كه قرار است خاتمي به استان سفر كند اما نامردها بجاي خاتمي، احمدي‌نژاد را بجاي خاتمي قالب كردند؛ اينكه مي‌بينيد خيل جمعيت در عكس احمدي‌نژاد را دنبال مي‌كنند براي اين است كه مي‌خواهند به او فحش بدهند.

*اگر كل خيابان را 4كيلومتر بگيريم، عرض آن هم 4 متر است و اگر در هر مترمربع 5 نفر هم در نظر بگيريم نهايت جمعيت استقبال كننده از احمدي‌نژاد در يزد 8 هزار نفر آن هم با خوش بيني مي‌شود.

* بسياري از مردم كه شما در تصاوير مي‌بينيد براي رفتن به سينما، خوردن ساندويچ و پيتزا، گرفتن چك‌هايشان از بانك، پياده‌روي، خريد لباس و... از خانه بيرون آمده بودند اما به دستور استاندار فقط مغازه ها و بانك ها و... كه در مسير حركت احمدي‌نژاد بود باز بود و بقيه همه را بسته بودند همين شد كه 8 هزار نفر در استقبال احمدي‌نژاد حضور داشتند وگرنه 3 هزار نفر هم نمي‌شدند.

*آقايان اولياء نماينده يزد، تابش نماينده اردكان و... از مردم خواسته بودند تا مردم در صحنه بيايند و مقبوليت مردمي نظام را نشان دهند وگرنه آبروريزي مي‌شد.

*کل توپخانه ها و پادگان ها و سربازخانه ها و آشپزخانه ها و ... نیروهای لباس شخصی خود را برای استقبال احمدی نژاد فرستاده بودند ما که دیدیم داشتند لباس هایشان را عوض می کردند.

* اداره ثبت احوال یزد نیز در راستای افزایش جمعیت استقبال کننده حدود ۱۰۰هزار شناسنامه جعلی درست و آن را بین مردم توزیع کرد.

 شايد هم ما زيادي خوش‌بين هستيم و جمعيت را زياد مي‌بينيم اما واقعيت چيز ديگري است.يادم رفت بگويم چيزهايي كه نوشتم هذيان‌گويي‌هاي برخي‌ها است كه من از ايشان اسم نمي‌برم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 17:56  توسط حسن حیدری باقرآبادي  | 

سايت ياري نيوز (سايت انتخاباتي سيد محمد خاتمي) كه ظاهرا قرار بود فقط به تبليغ كانديداي خود بپردازد نه تخريب رقيب، در آستانه سفر دوم رئيس‌جمهور به استان يزد، مدعي شد كه "در جلسه استاندار یزد با معاونین استانداری، فرمانداران و مسئولین کارگروه‌های ستاد سفر ریاست جمهوری به استان یزد، مصوباتی قابل تامل تصویب شده است.

سفر اول رئيس جمهور به استان يزد در 23 اسفند ماه 85

اين سايت به زعم خود، مصوبات اين جلسه را عجيب و در جهت تبليغ دانسته و تصویر دو بنر و آمارهای متفاوت آن كه در سطح شهر ابركوه يزد نصب شده را منتشر كرده است تا مدعي شود كه آمارهاي دولت نهم دروغ است.

اين سايت در اين خبر شاكي شده كه چرا دولت براي سفر استاني رئيس‌جمهور  سرويس و خوراكي در نظر گرفته است.

همچنين ياري نيوز در خبر خود مدعي شده كه سفر محمود احمدی‌نژاد به یزد، تاکنون چندین بار به تعویق افتاده است.

اما ماجرا چيست؟

1- مصوباتي كه ياري‌نيوز منتشر كرده، چيز غير عادي ندارد اما اينكه اين مصوبات اگر صحت داشته باشد، چگونه در اختيار يك سايت قرار گرفته، نشان از حضور دوم‌خردادي‌ها در بين مسئولين و مديران دارد و تحمل و صبر دولت نهم را نشان مي دهد، چون همين دوم‌خردادي‌ها در زمان خودشان هر مخالفي را به اين بهانه كه پيام دوم خرداد را درك نكرده، اخراج مي كردند.

2- نكته ديگر اينكه سفر احمدي‌نژاد به يزد تاكنون به تعويق نيفتاده است، دروغ گفتن براي رسيدن به هدف، حكايت همان چنگ زدن به خاشاك است. در روايتي مي‌فرمايد: «الصدق عز والکذب عجز -  راستگویی مایه عزت و دروغ نشانه عجز و ناتوانی است»

3- استقبال مردمي از مسئولين مختلف از رهبري نظام گرفته تا پائين‌تر، به نوعي نشان از مقبوليت نظام و جايگاه مسئولين و انقلاب در دل مردم دارد؛ بنابراين بايد حداقل شرايط را براي حضور مشتاقان فراهم كرد و اين در همه دوره‌ها وجود داشته و چيز عجيبي نيست.

استقبال باشكوه مردم مهريز يزد در دور اول سفر رئيس جمهور به استان يزد در تاريخ 23 اسفند 85
استقبال باشكوه مردم مهريز يزد در دور اول سفر رئيس جمهور به استان يزد در تاريخ 23 اسفند 85

هرچند با كارهاي عجيب و غريب، تشريفات بيجا و هزينه‌هاي بيخود بايد در اين سفرها مخالفت كرد كه خوشبختانه در دولت نهم جلو آن گرفته شده و مي‌شود اما متاسفانه در دولت‌هاي سازندگي و اصلاحات چنين چيزهايي وجود داشته ‌است.

جاي اين سوال هم وجود دارد كه مگر دوم‌خردادي‌ها كه هميشه ادعاي پايبندي به قانون اساسي دارند، رئيس‌جمهور را شخص دوم كشور نمي‌دانند كه آرزوي استقبال نشدن از او را دارند؟!

4- ياري‌نيوزي‌ها در خبر خود، سرويس و خوراكي را تبديل به چماقي براي تخريب دولت كردند، غافل از آنكه اينگونه موارد در برنامه‌هايي مانند رحلت امام راحل، روز قدس، نمازجمعه و خيلي از برنامه هاي بزرگ ديگر وجود دارد و اصلا اين وظيفه دولت است كه وقتي افراد مشتاق براي حمايت از رئيس‌جمهورشان از طبس و ابركوه، بافق و جاهاي دور به يزد مي‌آيند از آنان پذيرايي كنند؛ شايد آقايان فكر مي‌كنند مردم محروم روستاها مثل خود اينها كه در تهران جا خوش كرده‌اند، به منابع باحال وصلند و خود هزينه‌هايشان را از اين منابع پايان‌ناپذير تامين مي‌كنند.

5- چنگ زدن در خار و خاشاك براي آناني كه در حال غرق شدن هستند، نمونه ديگري هم در خبر ياري‌نيوز دارد و آن اينكه، اين سايت يك اختلاف رقم جزئي در تبليغات را بزرگ كرده است. اختلافي كه اين سايت به آن اشاره شده بدين شرح است:

الف)189 مصوبه اجرا شده، 21 مصوبه در حال اجرا و 3 مصوبه اجرا نشده

ب) 191 مصوبه اجرا شده، 21 مصوبه در حال اجرا و 3 مصوبه اجرا نشده

يكي از اين تبليغات را روابط عمومي استانداري زده و ديگري را معلوم نيست كجا زده؛ اما به هر حال اختلاف دو مصوبه با اشتباهات زياد در ادارات شهرهاي كوچك طبيعي است و جاي گير دادن ندارد؛ كاش حدود 190 مصوبه و زحمات ديده مي‌شد يعني ليوان پرآبي كه كمي از سر آن خالي است، اما آقايان فقط آن ذره خالي را مي‌بينند ...

حكايت اين دوم‌خردادي‌ها در اين شرايط حكايت آن فرد غرق شده‌اي است كه براي نجات به هر خار و خاشاكي چسبيده و دست مي‌زنند تا شايد به خيال خودشان از هلاكت نجات پيدا كنند ( البته اميدورام اين هلاكت را به تهديه به قتل و ترور و... خاتمي تعبير نكنند).

لذا اگر اخبار عجيب و غريبشان را ببينيد متوجه اين امر خواهيد شد كه آن‌ها چگونه و با چه حرص و ولعي دنبال تخريب دولت محبوب و مردمي احمدي‌نژاد هستند اما چه كور، كر و نابينا هستند اينان كه واقعيت را نمي‌بينند و يا نمي‌خواهند ببينند. 

اينها از نجابت و مظلوميت دولت نهم نهايت سوءاستفاده را كرده و مي‌كنند چرا كه بسياري از مديران دوم‌خردادي در دولت نهم تغيير نكرده‌اند و همين‌ها بعضاً در حال كارشكني عليه دولت هستند و آمار و گزارش عملكرد را ارائه نمي‌كنند و كاري هم به تنش زايي‌ها و مصاحبه‌هاي كذايي آقايان و دامن زدن آنان به اختلافات و ... براي كمرنگ كردن استقبال مردمي از رئيس‌جمهور عزيز ندارند.

گفته اند فرشته ها دو جا به کار آدمیزاد می خندند. اول جائی که خدا کسی و یا چیزی را عزیز می کند و آدمیان سعی در خوار کردن او دارند و دیگر جائی که خدا می‌خواهد کسی و یا چیزی را خوار کند و آدمیان زور چپان می خواهند او را  عزیز کنند ....

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 13:53  توسط حسن حیدری باقرآبادي  | 

خيلي وقت‌ها پيش مي‌خواستم درمورد رحيمي معاون حقوقي و پارلماني رئيس‌جمهور مطلبي نوشته و از قرار گرفتن چنين افرادي در نزديكي‌هاي احمدي‌نژاد انتقاد كنم اما موقعيت آن پيش نيامد و ديگر هم دير شده بود اما اكنون كه بحث سئوال حيدرپور نماينده شهرضا از وزير علوم درباره مدرك رحيمي مطرح شد و آقاي رحيمي هم اين كار را غيرقانوني(اینجا) دانست گفتم در اين زمينه مطلبم را بنويسم.
بعد از رفتن پورمحمدي از وزارت كشور، براي اولين بار بحث رحيمي براي جايگزيني وي مطرح شد كه حتي اخباري مبني بر اين موضوع در رسانه‌ها(اینجا) منتشر شد اما در آن فاصله زماني مطالبي از سوي مجموعه‌ها و افراد مختلف عليه رحيمي منتشر شد كه باعث تغيير تصميم احمدي‌نژاد شد و وي در معارفه رحيمي براي معاونت حقوقي رياست‌جمهوري به اين مطلب اشاره‌اي كرد و گفت: برخي قلم‌ها مانع خدمت رحيمي در وزارت كشور شدند.(اینجا)

رحيمي و علي جنتي سفير ايران در كويت


بهرحال آنگونه كه دكتر زاكاني گفته مدرك دكتراي رحيمي معاون حقوقي و پارلماني رئيس جمهور «قل» دوم مدرك آقاي كردان است(اینجا) لذا اينگونه به نظر مي‌رسد که بلايي كه بر سر كردان در مجلس آمد مي‌بايست بر سر رحيمي مي‌آمد اما قلم‌هايي كه احمدي‌نژاد به آن اشاره كرده باعث شد تا تقدير رحيمي به كردان برسد.
در استفاده احمدي‌نژاد از افرادي همچون كردان، رحيمي و... جاي سئوالات زيادي وجود دارد كه همچنان منتظر پاسخ آن مي مانيم اما بعيد مي‌دانم پاسخ قانع‌كننده‌اي در اين زمينه وجود داشته باشد.
نكته ديگري كه جالب بود و ذكر آن خالي از لطف نيست اينكه يكي از سايت‌ها نامه‌اي را منتشر كرده‌بود كه بر اساس آن نهاد رياست‌جمهوري مدرك رحيمي را برای تکمیل پرونده خواسته و وي در پاسخ در حاشيه آن نوشته بود كه تا زماني كه در نهاد رياست‌جمهوري مشغول به خدمت هستم حقوق نخواهم گرفت و آن سايت نيز اين كار را نمونه‌اي از عملكرد رجايي وار آقای رحیمی دانسته بود اما شايد هم مشكل مدرك باعث ندادن مدرک شده‌است.
با وجود اینکه هیئت رئیسه مجلس سئوال درمورد مدرک رحیمی را غیرقانونی دانسته(اینجا) اما اميدورام با پيگيري نمايندگان كلك كار رحيمي نيز كنده شود و وی نیز از دولت خارج شده یا حداقل در سطح پائین تری قرار گیرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 16:19  توسط حسن حیدری باقرآبادي  | 

اين روزها ميرحسين موسوي هم زبان باز كرده، حرف‌هاي جالبي مي‌زند كانّه دولت‌هاي گذشته و زمان خودش مشكلي نداشته و همه مشكلات به سه‌سال اخير و احمدي‌نژاد برمي‌گردد. ميرحسين هم انگار منفي‌باف شده و فقط انتقاد مي‌كند و مظلوم‌تر از احمدي‌نژاد هم پيدا نكرده، شايد از هاشمي مي‌ترسيده و با خاتمي هم رودربايستي داشته و دارد چرا كه من هرگونه كه فكر مي‌كنم بسياري از كارها و برنامه‌هاي دول سازندگي و اصلاحات با تفكرات و نظرات ميرحسين متضاد بوده‌است اما اينكه چرا وي اكنون را براي حرف زدن انتخاب كرده، مسئله‌اي است كه مرور زمان آن را روشن خواهد كرد همانگونه كه خيلي چيزهاي ديگر نيز روشن خواهد شد و روسياهي بر زغال خواهد ماند.

احمدي نژاد



اينكه بالاخره پس از 20 سال سكوت، ميرحسين جرأت اين را پيدا كرد تا از احمدي‌نژاد و دولتش انتقاد كند جاي بسي خوشوقتي است اما شروع بازي به دست او بوده و پايان ان در اختيار او نخواهد بود.
ميرحسين وارد بازي شده كه تداوم آن براي وي تبعات سنگيني خواهد داشت، اين را مسلم بدانيد كه ميرحسين جرات حضور در صحنه انتخابات را نخواهد داشت و گذشت زمان اين را براي شما اثبات خواهد كرد چه اينكه خاتمي نيز اينگونه شده‌است و مانده‌آند در اينكه گفته‌اند يكي از ما مي‌آيد و الان ديگر نمي‌دانند چه بگويند و شايد در آخر نيز محترمانه ميدان را به كروبي شيخ اصلاحات واگذار كنند، اما نكته بسيار مهم آن است كه ميرحسين تا كي مي‌خواهد با يك سايت خاص و با گروه‌هايي هم‌فكر با خودش ديدار كند، او بايد به سئوال‌هاي متعددي در زمينه‌هاي مختلف پاسخ دهد و نمي‌تواند از زير اين كار شانه خالي كند، در آن زمان است كه «سيه‌روي شود هر كه در او غش باشد».

اكنون پرداختن به بخشي از سخنان ميرحسين در جمع تعدادي از نمايندگان فراكسيون اقليت مجلس شوراي اسلامي كه دوست دارند آن‌ها را فراكسيون خط امام عنوان كنند خالي از لطف نيست.

 *موسوي گفت: امروز در غلتطیدن جامعه به سمت جامعه سوداگر (به معنای مدرن خود و نه بازار سنتی) است که امکان می‌دهد فردی امید ببندد با  پول  بتواند رای نمایندگان را بخرد یا فردی با وعده 5 میلیونی برای هزینه کردن مثلا در فلان مسجد در فکر تطمیع نمایندگان باشد. در اول انقلاب چنین تصور نمی‌شد کرد که حتی با ظاهر خداپسندانه به نام دین، نماینده‌ مجلس را تطمیع کرد. این درد بزرگی در کشور است که خیلی چیزها قابل خرید و فروش کردن نبود اما هم اکنون قابل خرید و فروش شده است.

ميرحسين

 *هرچند من اصلا و ابدا از اين رحيمي كه مدركش هم "قل" مدرك كردان است خوشم نمي‌آيد اما از كساني هم كه بدون اشاره به رويكرها و رفتارهاي غلط 16 سال دول اصلاحات و سازندگي كه به چنين شرايط سوداگري منجر شده و موارد متعدد و آشكار همانند، چشم‌پوشي مي‌كند هم بدم مي‌آيد چرا كه اين رفتار را از ميرحسين انتظار نداشتم و او را فردي منصف و منطقي تصور مي‌كردم. آيا دولت نهم به دنبال تطميع نمايندگان بوده و در دولت‌هاي قبلي كسي در دولتها چنين كاري نمي‌كرد. آيا آن فردي كه گفته بود ما در مقابل سرويس‌هايي كه به نمايندگان مي‌دهيم از آن‌ها انتظار داريم كارش درست است و مشكلي ندارد؟ وسئوال‌هاي مختلفي كه ميرحسين بايد به آن جواب بدهد.

 * موسوی در ادامه گفت: اگر رل دستگاهي را از بین ببریم و  ترمز آن را از کار بیندازیم، هنگامی که سازمان برنامه و بودجه نداشته باشیم، روشن است که لایحه تحول اقتصادی به شکل کنونی در مجلس مطرح خواهد شد.به گفته موسوی یکی از مهمترین وظایف ساختارهای سیاست گذاری این است که تصمیمات هر فرد مسئولی متاثر از یک مسیر عقلانی باشد.

*متاسفانه آقاي موسوي بخاطر ندارد كه سازمان برنامه و بودجه به سازمان مديريت و برنامه‌ريزي تغيير نام پيدا كرد و اكنون نيز معاونت برنامه‌ريزي و نظارت راهبردي نام دارد لذا كاركرد برنامه‌ريزي آن تغيير نكرده‌است، تغيير ايجاد شده در ساختار است تا ديگر يك كارشناس جزء نتواند تصميمات يك وزير را زير سئوال برده و كار ها را متوقف يا كند كند.ضمن اينكه من نمي‌دانم منظور آقاي موسوي از " روشن است که لایحه تحول اقتصادی به شکل کنونی در مجلس مطرح خواهد شد" چيست؟ آيا شكل آن مشكلي دارد؟ آيا جز اين است كه احمدي‌نژاد فداكارانه حاضر شده تا تبعات اجراي اين لايحه را بپذيرد و آرزوي چندين ساله آقايان را به منصه عمل برساند؟ اما با وجود قطعيت تبعات اين طرح، آقايان مي‌ترسند در اثر اجراي آن براي احمدي‌نژاد محبوبيتي ايجاد شود و هي مي‌گويند كه نبايد شتابزدگي در اجراي طرح باشد در حالي كه دوسال و نيم كار كارشناسي عقبه طرح است.
هيچكس هم در سخنانش جايگزيني براي آن ندارد كه مثلاً در اين بخش فلان گونه عمل كنيم، در اين زمينه هيچكس  از منتقدين و تخريبچي‌ها حرفي براي گفتن ندارند بلكه فقط به قول خودشان نگران تبعات اجراي طرح هستند در اين صورت هيچگاه به جايي نخواهيم رسيد و بايد تا آخر عمر نگران بمانيم همانگونه كه دول قبلي اينگونه بودند و چقدر به مملكت از بابت عدم اجراي اين طرح ضربه و ضرر زدند و اكنون نيز طلبكارند.

احمدي نژاد و خاتمي

 *وي افزود: جای سازمان مدیریت وبرنامه ریزی را با چیز دیگری نمی‌توانیم پر کنیم و صرف این که بگوئیم برخی کارشناسان این نهاد سکه می‌گرفتند و بودجه را تخصیص می‌دادند، نمی‌تواند دلیلی برای حذف یک شبه‌ سازمانی که حاصل 60 سال تجربه و دانایی کشور است باشد.

 *حقير هم مي‌دانم و خود ميرحسين هم مي‌داند كه اين سازمان اولاً حذف نشد و ساختار و نام آن تغيير كرد و دوماً اين اتفاق يك‌شبه نبود و حاصل همان بررسي و خروجي 60 ساله آن بود كه اگر نياز باشد من كمترين هم مي‌توانم دلايل متعدد آن را براي ميرحسين تشريح كنم اما چون مي‌دانم كه او نيز خود مي‌داند برايم سنگين است كه چرا ميرحسين برخلاف اعتقادش سخن مي‌گويد و اين رفتار ناصوابي است كه برايم دردآور است از جانب هر كسي هم باشد فرقي نمي‌كند همانگونه كه حمايت‌هاي احمدي‌نژاد از كردان برايم دردآور بود. ضمن اينكه حاصل 60 سال دانايي كشور سرجايش هست اما با اصلاح معايبش كه هنوز هم بايد ادامه پيدا كند.

 *موسوی با تأکید بر درستی تلاش برای هدفمند کردن یارانه‌ها، نسبت به تبعات شتاب زدگی در این لایحه هشدار داد. وی با اشاره به انتخابات پیش رو گفت: هر فردی که می‌خواهد بیاید باید در کلام خود این تعهد را داشته باشد که کشور را در مسیر عقلانی هدایت کند‌.

 *نمي‌دانم تا كي بايد ضرر ناشي از عدم هدفمند كردن يارانه‌ها را به كشور تحميل كنيم، بهره‌وري فعلي ناشي از سياست‌هاي شما و دوستان شما در گذشته‌است اجازه دهيد تغيير و تحولي ايجاد شود، نترسيد آشوبي اگر شد كسي به شما كاري نخواهد داشت همانگونه كه در سهميه‌بندي بنزين كسي سراغ شما نيامد. در مورد بخش دوم هم كه خوشبختانه همه مدعي عقلانيت هستند و كسي نمي‌گويد ماست من ترش است.

 * موسوی خاطر نشان کرد: از کنار 10 هزار مدیری که حاصل گفتمان انقلاب هستند نباید به سادگی گذشت. وی یادآور شد: همچنان که سرداران دفاع مقدس همچون شهید باکری زائیده گفتمان انقلاب بودند، بخشی از مدیریت کشور حاصل شرایط و گفتمانی تکرار ناپذیرند.

*بايد به آقاي موسوي بگويم كه يا ايشان رياضي بلد نيست يا گفتمان انقلاب را نمي‌شناسد. شما هم كه حاصل شرايط و گفتماني تكرارناپذيريد پس اجازه ندهيد اين جوانك‌هاي بي‌تجربه و ناآشنا با گفتمان انقلاب وارد صحنه شوند، عزم خود را جزم كرده و وارد صحنه شويد تا خيلي چيزها برايتان آشكار شود.

هاشمي و خاتمي

 * وی با انتقاد از تخریب 80 تا 90 درصدی بدنه مدیریتی کشور تأکید کرد: در وضع كنوني ما به استفاده از اين ظرفيت عظيم نيازمندتر از هر زمان ديگر هستيم.وی تأکید کرد: در وضع کنونی حتی اگر همه نوع سرمایه‌ای در کشور وجود داشت و حتی اگر فراوانی نیروی انسانی در کشور وجود می‌داشت و مدیریت کشور 100 برابر قوی‌تر بود، باید این نسل را حفظ می‌کردیم.

 * دارم به يقين مي‌رسم كه آقاي ميرحسين رياضي بلد نيست يا با منظورش دوران اصلاحات بوده كه همه را قلع و قمع كردند. نمي‌دانم منظور ايشان حفظ كدام نسل بوده‌است اگر بفرمايند از آقاي هاشمي دعوت مي‌كنيم تا وارد ميدان شده و جور ترديدهاي آقايان موسوي و خاتمي را هم بكشند و آن‌ها را از اين "چه‌كنم چه‌كنم" رها سازند.

 * میرحسین موسوی جذب سرمایه خارجی را در صورتی امکان پذیر عنوان کرد که حداقل مدیریت سازمان‌هایی مانند بانک مرکزی تثبیت  شود و در عرض سه سال سه مدیر عوض نشود. وی افزود: سرمایه گذار خارجی دیوانه نیست که با این شرایط در کشور سرمایه گذاری کند. اگر هم سرمایه گذاری می‌آید تنها برای غارت است تا در مدت سه چهار ماهه غارت کند و برود.


 * ان‌شاءالله آقاي خاتمي يا موسوي كه بيايند سرمايه‌گذارهاي خارجي ديوانه‌شده و براي سرمايه‌گذاري به ايران خواهند آمد، خوب است حضرت آقاي موسوي آمار سرمايه‌گذاري خارجي در دولت نهم را با گذشته مقايسه كنند تا بفهمند كه سرمايه‌گذار خارجي چه ملاك‌هايي را براي سرمايه‌گذاري خودش مدنظر قرار مي‌دهد ضمن اينكه غارت كشور و اموال بيت‌المال علاوه بر برخي شركت‌هاي خارجي توسط برخي داخلي‌ها هم صورت گرفته‌است، خوب است جناب موسوي نيم‌نگاه و اشاره‌اي هم به آن‌ها داشته باشند و به خاطر شريفشان اگر مكدر نشود يادآور شوند قرارداد كرسنت و امثالهم را و اتفاقات متعددي كه بويژه در وزارتخانه‌هاي ارتباطات، نفت و راه وترابري و صنايع و معادن در دول گذشته رخ داد، شايد هم معناي غارت در طول 20 سال سكوت ايشان عوض شده‌است.

 بگذريم ديگر، يكي از دوستان انجمني قديم كه اصلاحاتي است مي‌گفت چند ماه پيش خوابي ديدم  كه شرايط كنوني و فضاي انتخابات را به تصوير مي‌كشيد و درنهايت هم خاتمي و ميرحسين جرات حضور در صحنه را پيدا نكردند و كروبي را در صحنه باقي گذاردند و مي‌گفت كه ما الان هم بر اساس اين خواب داريم حركت مي‌كنيم؛ من هم به او گفتم كه اولاً شما ديگر نبايد آيت‌الله جنتي را بخاطر تعريف آن خواب مسخره كرده و از او انتقاد كنيد دوماً اميدوارم اين خواب شما محقق نشود و آقايان به حرف خودشان عمل كرده يكي وارد صحنه شود و در يك رقابت جدي، وزن آقايان مشخص شود. منتظر ان روز مي‌مانم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 20:36  توسط حسن حیدری باقرآبادي  | 

آقای دکتر محمد جواد شریعت که با جمعی از دانشجویان با مرحوم حاج آقا رحیم ارباب اصفهانی دیدار کرده است، خاطره آن ملاقات را چنین باز می‏گوید:

 سال یکهزار و سیصد و سی و دو شمسی بود، من و عده‏ای از جوانان پر شور آن روزگار، پس از تبادل نظر و بحث و مشاجره، به این نتیجه رسیده بودیم که چه دلیلی دارد نماز را به عربی بخوانیم؟ چرا نماز را به زبان فارسی نخوانیم؟ عاقبت تصمیم گرفتیم نماز را به فارسی بخوانیم و همین کار را هم کردیم . والدین کم کم از این موضوع آگاهی یافتند و به فکر چاره افتادند . آن‏ها، پس از تبادل نظر با یکدیگر، تصمیم گرفتند با نصیحت ما را از این کار باز دارند و اگر مؤثر نبود، راهی دیگر برگزینند . چون پند دادن آن‏ها مؤثر نیفتاد; ما را نزد یکی از روحانیان آن زمان بردند . آن روحانی وقتی فهمید ما به زبان فارسی نماز می‏خوانیم، به شیوه‏ای اهانت‏آمیز نجس و کافرمان خواند . این عمل او ما را در کارمان راسخ‏تر و مصرتر ساخت.

حاج آقا رحيم ارباب

عاقبت‏یکی از پدران، والدین دیگر افراد را به این فکر انداخت که ما را به محضر حضرت آیت الله حاج آقا رحیم ارباب ببرند و این فکر مورد تایید قرار گرفت. آن‏ها نزد حضرت ارباب شتافتند و موضوع را با وی در میان نهادند. او دستور داد در وقتی معین ما را خدمتش رهنمون شوند. در روز موعود ما را که تقریبا پانزده نفر بودیم، به محضر مبارک ایشان بردند. در همان لحظه اول، چهره نورانی و خندان وی ما را مجذوب ساخت; آن بزرگ مرد را غیر از دیگران یافتیم و دانستیم که با شخصیتی استثنایی رو به رو هستیم. آقا در آغاز دستور پذیرایی از همه ما را صادر فرمود. سپس به والدین ما فرمود: شما که به فارسی نماز نمی‏خوانید، فعلا تشریف ببرید و ما را با فرزندانتان تنها بگذارید.

وقتی آن‏ها رفتند، به ما فرمود: بهتر است‏ شما یکی یکی خودتان را معرفی کنید و بگویید در چه سطح تحصیلی و چه رشته‏ای درس می‏خوانید. آنگاه، به تناسب رشته و کلاس ما، پرسش‏های علمی مطرح کرد و از درس‏هایی مانند جبر و مثلثات و فیزیک و شیمی و علوم طبیعی مسائلی پرسید که پاسخ اغلب آن‏ها از توان ما بیرون بود. هر کس از عهده پاسخ بر نمی‏آمد، با اظهار لطف وی و پاسخ درست پرسش رو به رو می‏شد. پس از آن که همه ما را خلع سلاح کرد، فرمود: والدین شما نگران شده‏اند که شما نمازتان را به فارسی می‏خوانید، آن‏ها نمی‏دانند من کسانی را می‏شناسم که - نعوذبالله - اصلا نماز نمی‏خوانند. شما جوانان پاک اعتقادی هستید که هم اهل دین هستید و هم اهل همت.

من در جوانی می‏خواستم مثل شما نماز را به فارسی بخوانم; ولی مشکلاتی پیش آمد که نتوانستم . اکنون شما به خواسته دوران جوانی‏ام جامه عمل پوشانیده‏اید، آفرین به همت‏شما. در آن روزگار، نخستین مشکل من ترجمه صحیح سوره حمد بود که لابد شما آن را حل کرده‏اید . اکنون یکی از شما که از دیگران مسلطتر است، بگوید بسم الله الرحمن الرحیم را چگونه ترجمه کرده است. یکی از ما به عادت دانش‏آموزان دستش را بالا گرفت و برای پاسخ دادن داوطلب شد. آقا با لبخند فرمود: خوب شد طرف مباحثه ما یک نفر است; زیرا من از عهده پانزده جوان نیرومند بر نمی‏آمدم. بعد به آن جوان فرمود: خوب بفرمایید بسم الله را چگونه ترجمه کردید؟ آن جوان گفت: طبق عادت جاری به نام خداوند بخشنده مهربان . حضرت ارباب لبخند زد و فرمود: گمان نکنم ترجمه درست‏بسم الله چنین باشد. در مورد «بسم‏» ترجمه «به نام‏» عیبی ندارد. اما «الله‏» قابل ترجمه نیست; زیرا اسم علم (خاص) خدا است و اسم خاص را نمی‏توان ترجمه کرد; مثلا اگر اسم کسی «حسن‏» باشد، نمی‏توان به آن گفت «زیبا» . ترجمه «حسن‏» زیبااست; اما اگر به آقای حسن بگوییم آقای زیبا، خوشش نمی‏آید. کلمه الله اسم خاصی است که مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق می‏کنند. نمی‏توان «الله‏» را ترجمه کرد، باید همان را به کار برد . خوب «رحمن‏» را چگونه ترجمه کرده‏اید؟ رفیق ما پاسخ داد: بخشنده . حضرت ارباب فرمود: این ترجمه بد نیست، ولی کامل نیست; زیرا «رحمن‏» یکی از صفات خدا است که شمول رحمت و بخشندگی او را می‏رساند و این شمول در کلمه بخشنده نیست; «رحمن‏» یعنی خدایی که در این دنیا هم بر مؤمن و هم بر کافر رحم می‏کند و همه را در کنف لطف و بخشندگی خود قرار می‏دهد و نعمت رزق و سلامت جسم و مانند آن عطا می‏فرماید . در هر حال، ترجمه بخشنده برای «رحمن‏» در حد کمال ترجمه نیست . خوب، رحیم را چطور ترجمه کرده‏اید؟ رفیق ما جواب داد: «مهربان‏» . حضرت آیت الله ارباب فرمود: اگر مقصودتان از رحیم من بودم - چون نام وی رحیم بود - بدم نمی‏آمد «مهربان‏» ترجمه کنید; اما چون رحیم کلمه‏ای قرآنی و نام پروردگار است، باید درست معنا شود . اگر آن را «بخشاینده‏» ترجمه کرده بودید، راهی به دهی می‏برد; زیرا رحیم یعنی خدایی که در آن دنیا گناهان مؤمنان را عفو می‏کند . پس آنچه در ترجمه «بسم الله‏» آورده‏اید، بد نیست; ولی کامل نیست و اشتباهاتی دارد . من هم در دوران جوانی چنین قصدی داشتم; اما به همین مشکلات برخوردم و از خواندن نماز فارسی منصرف شدم . تازه این فقط آیه اول سوره حمد بود، اگر به دیگر آیات بپردازیم، موضوع خیلی پیچیده‏تر می‏شود . اما من معتقدم شما اگر باز هم بر این امر اصرار دارید، دست از نماز خواندن به فارسی برندارید; زیرا خواندنش از نخواندن نماز به طور کلی بهتر است .

شريعت

در این‏جا، همگی شرمنده و منفعل و شکست‏خورده از وی عذرخواهی کردیم و قول دادیم، ضمن خواندن نماز به عربی، نمازهای گذشته را اعاده کنیم . ایشان فرمود: من نگفتم به عربی نماز بخوانید، هر طور دلتان می‏خواهد بخوانید . من فقط مشکلات این کار را برای شما شرح دادم . ما همه عاجزانه از وی طلب بخشایش و از کار خود اظهار پیشمانی کردیم. حضرت آیت الله ارباب، با تعارف میوه و شیرینی، مجلس را به پایان برد . ما همگی دست مبارکش را بوسیدیم و در حالی که ما را بدرقه می‏کرد، خدا حافظی کردیم. بعد نمازها را اعاده کردیم و از کار جاهلانه خود دست‏برداشتیم. بنده از آن به بعد گاه به حضور آن جناب می‏رسیدم و از خرمن علم و فضیلت وی خوشه‏ها بر می‏چیدم.

وقتی در دوره دکترای‏ زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران به تحصیل مشغول بودم، گاه نامه‏ها و پیغام‏های استاد فقید مرحوم بدیع الزمان فروزانفر را برای وی می‏بردم و پاسخ‏های کتبی و شفاهی حضرت آیت الله را به آن استاد فقید می‏رساندم . و این افتخاری برای بنده بود . گاه ورقه‏های استفتایی که به محضر آن حضرت رسیده بود، روی هم انباشته می‏شد. آن جناب دستور می‏داد آن‏ها را بخوانم و پاسخ را طبق نظر وی بنویسم. پس از خواندن پاسخ، اگر اشتباهی نداشت، آن را مهر می‏کرد . در این مرحله با بزرگواری‏های بسیار آن حضرت رو به رو بودم که اکنون مجال بیان آن‏ها نیست. خدایش بیامرزد و در دریای رحمت‏خویش غرقه سازد; «انه کریم رحیم»‏

مقبره حاج آقا رحيم ارباب

دارالعلم اصفهان که از ابتدای قرون اسلامی تا کنون در انتشار و توسعه علوم و تربیت دانش پژوهان به ویژه در دنیای اسلام جایگاهی خاص داشته، در قرن اخیر نیز پرورش دهنده بسیاری از مشعلداران دانش و تقوا بوده است. فقیه وارسته و دانشمند مهذب آیت الله حاج آقا رحیم ارباب یکی از این شخصیت‏ها است. این عالم فرهیخته در سال 1297ق در «چرمهین‏» از توابع لنجان دیده به جهان گشود. در کودکی همراه پدرش به اصفهان رفت و پس از آموزش مقدمات ادبی و بخشی از سطح، در محضر استادانی چون حاج میرزا بدیع (متوفای 1318 ق) و علامه آقا سید محمد باقر درچه‏ای (متوفای 1342 ق) به تکمیل اصول و فقه پرداخت. سپس از محضر آیت الله سید ابوالقاسم دهکردی (متوفای 1353ق) و آیت الله حاج آقا منیر احمد آبادی (متوفای 1342ق) بهره برد و در خدمت دو فیلسوف بزرگ آخوند ملا محمد کاشی و حکیم جهانگیرخان قشقایی فلسفه، هیات و ریاضیات آموخت.

 آیت الله ارباب پس از یک قرن تحصیل و تدریس و اقامه نماز جمعه و جماعت و حضور در صحنه‏های علمی، اجتماعی، فرهنگی و تربیتی‏در سال 1396 ق سراي فاني را بدرود گفت.
این داستان را یکی از دوستان برایم میل کرده بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 10:22  توسط حسن حیدری باقرآبادي  |