تبليغاتX
روایتی دیگر - نقد دانشگاه عمومی

روایتی دیگر

نقد دانشگاه عمومی

شاهكار آقاي فرزاد حسني در برنامه كوله پشتي با حضور سردار رادان بهانه‌اي شد تا نقد كوچكي در كنار حركت بزرگ وبلاگي « نقد دانشگاه عمومي» از صداوسيما و دست اندركاران آن داشته باشم.
1- ماده 9 اساسنامه صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران مي‌گويد:" هدف اصلي سازمان به عنوان يك دانشگاه عمومي، نشر فرهنگ اسلامي، ايجاد محيط مساعد براي تزكيه و تعليم انسان و رشد فضايل اخلاقي و شتاب بخشيدن به حركت تكاملي انقلاب اسلامي در سراسر جهان مي‏باشد."؛ يعني نه تنها كشورمان ايران بلكه جهان را هدف قرار داده‌است اما اينكه چند درصد برنامه‌هاي مختلف صداوسيما در اين راستا است، قضاوت را به خوانندگان واگذار مي‌كنم، البته اعتقاد حقير بر اين است كه بسياري از برنامه‌هاي رسانه ملي جهتي معكوس اين ماده را مي‌پيمايد.

2- در بحث خط مشي كلي و اصول برنامه هاي سازمان صدا و سيما، از مديران آن خواسته‌شده است تا « حاكميت اسلام بر كليه برنامه ها و پرهيز از پخش برنامه هايي كه مخالف معيارهاي اسلامي باشد.»(ماده 1)، « صدا و سيما بايد به مثابه يك دانشگاه عمومي به گسترش آگاهي و رشد جامعه در زمينه هاي گوناگون مكتبي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي كمك نمايد.»(ماده 2) و « ارج نهادن به حيثيت انساني افراد و پرهيز از هتك حرمت آنان طبق ضوابط اسلامي»(ماده 6)؛ اما متاسفانه ما شاهد بوديم در همين برنامه كذايي كوله پشتي با حضور سردار رادان بر خلاف مواد مذكور عمل شد.
3- با وجود آنكه رهبر انقلاب در سال 72، ضرورت پرهيز از تجمل‌گرايي و ترويج فرهنگ و روحيه ساده‌زيستي را به عنوان يكي از محورهاي اصلي مديريت جريان فرهنگي كشور مطرح كردند اما نه تنها اين روحيه و فرهنگ در نظام مديريت كشور تثبيت نشد و تجمل‌گرايي كاهش نيافت بلكه حتي در رسانه ملي به عنوان متولي فرهنگ‌سازي در جامعه، فرهنگ‌ ساده‌زيستي غريب بود. بيشتر مجموعه‌هاي تلويزيوني و توليدات سيماي جمهوري اسلامي طي ده سال اخير، آكنده از مظاهر ثروت، رفاه و تجمل‌گرايي بود؛ به طوري كه اين حركت صدا و سيما، اثر منفي قابل توجهي در فرهنگ مصرف‌گرايي و روحيه تجمل‌گرايي جامعه داشت و براي اقشار محروم و آسيب‌پذير، به ويژه نسل جوان و نوجوان اين قشر را با بحران‌هاي روحي ناشي از افزايش شديد مطالبات محقق نشده و احساس تحقير و شكاف با زندگي الگو شده مي‌انجاميد.

4- متاسفانه صدا و سيما به سويي رفته است كه فرصتي به نيروهاي انقلابي نداده است و اگر فرصتي هم بوده است باز ستانده كه نمونه آن را در بركناري نيروي حزب اللهي راديوجوان شاهد بوديم، يا اينكه مدتي پيش در برنامه‌اي كه وحيد جليلي سردبير سابق ماهنامه سوره به نقد عملكرد مديران بر اساس فرمايشات رهبري پرداخته بود چندين بار برنامه قطع و در بين آن موسيقي پخش شد، چرا كه آنجا در كنار نقد به آنچه امروز پخش مي شود از آنچه كه پخش نمي شود هم سخن به ميان آمد، ديگر سخن از نتوانستن به دلايلي امكاناتي و نيروي انساني و ...  نبود بلكه سخن از نخواستن (عدم اراده) و يا ندانستن (ضعف مسئولين) به ميان آمد، در اين زمينه اینجا را ببينيد.
5- در حکم انتصاب مجدد آقاي علي لاريجاني به رياست سازمان صدا و سيما در تاريخ 5/3/1378آمده است:
صدا و سيما مدرسه‏اي عمومي براي همه‏ي قشرها در سراسر کشور است و برنامه‏هايي که از آن پخش مي‏شود چه مثبت و چه منفي، آثاري عميق در روحيه و فکر و رفتار و فرهنگ و بينش مخاطبان خود بر جاي مي‏گذارد، وظيفه‏ي گردانندگان اين رسانه‏ي سراسري از اين رو بسيار خطير و سنگين است. اندکي غفلت از گردش امور و بي‏توجهي به تصميم‏گيريها و برنامه‏ريزيها در آن، گاه آثار بي‏جبراني بر جاي مي‏گذارد.
6-  رهبر معظم انقلاب اسلامی در ديدار با معاونان و مديران سازمان در تاريخ 16/11/81، افزايش انگيزه هاي عدالت خواهي در مردم را جزو وظايف سازمان صدا و سيما عنوان و اضافه مي كنند : «فرهنگ عدالت طلبي بايد به طور كامل در جامعه رواج يابد تا مردم آن را در همه ابعاد زندگي خود احساس و رعايت كنند و به گونه اي نشود كه افرادي كه از طريق تخلف از قانون و بي عدالتي، ميلياردها تومان ثروت نامشروع جمع كرده اند از مردم و كشور طلبكار شوند.»، حال بايد ببينيم جداي از برنامه‌هاي صدا و سيما عملكرد خود مديران سازمان در بحث عدالت، ساده زيستي، تجمل گرايي و... چگونه بوده است.
7- در پايان بخش ديگري از سخنان رهبر معظم انقلاب درباره وظايف رسانه ملي در ارتباط با اخلاق عمومي، دين، علم، مديريت كشور و... را يادآور شده و با توجه به روشني كاركرد صدا و سيما در اين زمينه‌ها از هرگونه توضيح اضافه خودداري مي‌كنم.

1- صدا و سيما و اخلاق‏عمومى‏
هويت حقيقى جامعه، هويت اخلاقى آنهاست؛ اخلاق‏هاى رفتارى افراد جامعه؛ مثل انضباط اجتماعى، وجدان كارى، نظم و برنامه‏ريزى، ادب اجتماعى، توجه به خانواده، رعايت حق ديگران - اين‏كه ديگران حقى دارند و بايد حق آنها رعايت شود، يكى از خلقيات و فضايل بسيار مهم است - كرامت انسان، احساس مسؤوليت، اعتماد به نفس ملى، شجاعت شخصى و شجاعت ملى، قناعت - يكى از مهمترين فضايل اخلاقى براى يك كشور قناعت است، و اگر امروز ما در برخى زمينه‏ها دچار مصيبت هستيم، به‏خاطر اين است كه اين اخلاق حسنه‏ى مهم اسلامى را فراموش كرده‏ايم - امانت، درستكارى، حق‏طلبى، زيبايى‏طلبى - يكى از خلقيات خوب، زيبايى‏طلبى است؛ يعنى به دنبال زيبايى بودن، زندگى را زيبا كردن؛ هم ظاهر زندگى را و هم باطن زندگى را؛ محيط خانواده، محيط بيرون، محيط خيابان، محيط پارك و محيط شهر - نفى مصرف‏زدگى، عفت، احترام و ادب به والدين و به معلم.
اينها خلقيات و فضايل اخلاقى ماست. صدا و سيما خودش را متكفل گسترش اين خلقيات بداند. شما در هر برنامه‏يى كه مى‏سازيد، در هر سريال تلويزيونى، در هر محاوره، در هر ميزگرد، در هر گفتگوى تلفنى و در هر گزارش، متوجه باشيد كه اين فضايل تقويت شود؛ اين چيزها نقض و زير پا انداخته نشود.
2- صدا و سيما و دين‏
. هم ايمان مردم بايد تقويت شود، هم معرفت و شناخت آنها. بايد توجه داشت ايمانى كه مردم پيدا مى‏كنند، سست، عوامانه، سطحى و قشرى نباشد؛ بشدت از اين پرهيز شود، برنامه‏ى دينى بايد نسبت به دين شبهه‏زُدا باشد، نه شبهه‏زا.
3- صدا و سيما و مديريت كشور
به نظر من سياست كلى صدا و سيما بايد تقويت مديريت‏هاى اجرايى كشور باشد. من توصيه نمى‏كنم كه صدا و سيما ضعف‏ها و نارسايى‏ها و كمبودها و خداى نكرده خيانتها را پوشيده بدارد؛  نشان دادن توفيقات و پيشرفتهاى كشور حتماً نبايد از زبان مسؤولان و دست‏اندكاران باشد در مورد پيشرفتها و توفيقات هم همين ميكروفون را بگيريد جلوى كسانى كه از اين پيشرفتها بهره‏مند و برخوردار مى‏شوند. صِرف اين‏كه مدير مربوطه بيايد بگويد در راه‏اندازى فلان طرح براى پانصد نفر، هزار نفر يا پنج‏هزار نفر شغل ايجاد شد، كافى نيست؛ بايد موضوع را تبيين كرد.
4- صدا و سيما و علم‏
 كرسى‏هاى نوآورى را تلويزيونى كنيد و چهره‏هاى علمىِ نوآورِ خوب را مطرح نماييد.
5- صدا و سيما و سرگرمى و تفريح‏
يكى از مقوله‏هاى بسيار مهم و يقيناً يكى از ضرورتهاى جامعه، لبخند است.

6- صدا و سيما و مقوله‏ى عدالت اجتماعى‏
به فضاى همدردى با فقيران دامن بزنيد. خوشبختانه صدا و سيما در چند سال گذشته برنامه‏هاى بسيار خوبى در اين زمينه داشته، كه درخور تقدير است. دغدغه‏ى عدالت را در ذهنها و دلهاى مردم دامن بزنيد؛ اين كار بسيار خوب است. البته سعى شود به جماعت فقير و تهيدست اهانت نشود و كرامت انسانىِ آنها از بين نرود. منتها در كنار دامن زدن به دغدغه‏ى عدالت اجتماعى و رسيدگى به فقرا، زندگى اشرافى و تجملاتىِ پوچ و بيهوده را هم تخريب كنيد؛ اين زندگى واقعاً در خور تخريب است. زندگى تجملاتى نبايد به‏هيچ‏وجه ترويج شود؛ بلكه بايد تخريب شود و نقطه‏ى منفى به‏حساب بيايد.
7- صدا و سيما و نهضت بيدارى در جهان اسلام‏
8- صدا و سيما و توجيه افكار عمومى در زمينه‏هاى مختلف‏
9- صدا و سيما و مشاركت عمومى در همه‏ى زمينه‏ها

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 23:49  توسط حسن حیدری باقرآبادي  |